السيد اليزدي ( مترجم : القمي )
80
غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي )
دست ماليدن است ( مسألة 7 ) هر گاه محل استنجاء را سه دفعه بر زمين پاك بمالد هر دفعه بموضعى با فرض زوال عين كفايت مىكند ( مسألة 8 ) جايز است استنجاء به چيزى كه شك دارد كه استخوان يا سرگين يا از محرمات است وپاك مىكند محل را واما هر گاه مايعى دارد وشك مىكند كه آب مطلق است يا مضاف كفايت نمىكند در تطهير محل بلكه بايد علم پيدا كند به آنكه آن آب است ( مسألة 9 ) در شستن مخرج بول دست ماليدن واجب نيست مگر آنكه خشك شود يا مخلوط با وذى ومذي شود كه در اين حال بايد دست بمالد تا علم بإزالة حاصل شود وأحوط در صورت شك در خروج مذى يا وذى دست ماليدنست ( فصل سيم ) در احكام استبراء است وبهتر در كيفيت آن اين است كه صبر كند تا ريزش بول قطع شود پس مخرج غائط را تطهير كند وبعد از آن انگشت ميانى از دست چپ را بر مخرج گذارده بكشد تا بيخ ذكر سه مرتبه وبعد از آن انگشت سبابه را در زير ذكر گذاشته وانگشت ابهام را بالا وبه قوت بكشد وفشار دهد به نحو دوشيدن تا سر ذكر سه مرتبه وبعد از آن سه مرتبه سر ذكر را فشار دهد وكفايت مىكند ساير كيفيات ديگر با مراعاة سه مرتبه وفائده استبراء آنست كه هر گاه بعد از بول رطوبتى مشتبه بيرون أيد كه ندانى بول است يا چيز ديگر پس اگر عمل مذكور را كرده باشى آن رطوبت محكوم است به طهارت واگر وضو هم گرفته باشى آن وضو باطل نخواهد شد والا نجس ومبطل وضو خواهد بود وملحق است به استبراء طول مدت بر وجهي كه قطع كند به اين كه چيزى از بول در مجرى نمانده واما اگر قطع نكند بلكه احتمال بدهد بقاء را هر چند آن احتمال ضعيف باشد ملحق نيست به خلاف استبراء كه با احتمال بقاء نيز حكم مذكور در أو جارى است هر گاه بوجه صحيح واقع شده باشد ودر حق زنان استبرائى نيست بلى أولى اين است كه اندكى صبر كنند وتنحنح نمايند وعرض فرج خود را فشار دهند وغلى اى حال رطوبت مشتبه ايشان پاك است وناقض هم نيست مادامى كه معلوم نباشد بول بودن آن ( مسألة 1 ) كسى كه ذكر أو را بريده باشند مسح كند آن قدرى را كه موجود است ( مسألة 2 ) هر گاه كسى نتواند استبراء كند باز رطوبت مشتبه از أو محكوم به نجاست وناقضيت است ( مسألة 3 ) لازم نيست كه خود شخص مباشر استبراء خود شود پس كفايت مىكند در ترتب فائده وحصول استحباب آنكه زوجه با كنيزش مباشر شود ( مسألة 4 ) هر گاه رطوبتى خارج شود از شخص نائم كه بعد از بول استبراء نكرده است وغيرى شك كند در اين كه