السيد اليزدي ( مترجم : القمي )

74

غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي )

دان وظرف عنبر ومعجون وترياك دان ونحو اينها واگر چه ظروف مىباشند زيرا كه موجود در اخبار لفظ آنية است وبودن آن مرادف با ظرف غير معلوم است بلكه معلوم العدم است واگر چه أحوط در جمله از مذكورات اجتناب است بلى باكى نيست به لوله دعاى از نقره بلكه از طلا نيز وبالجملة مناط صدق انيه است وبا شك در آن محكوم است به برائت ( مسألة 10 ) در حرمت خوردن وآشاميدن از ظرف طلا فرقى نيست ما بين آنكه لب ودهان بر آن گذارد يا لقمه از آن بردارد ودر دهان گذارد بلكه حرام است اگر ظرف طعام را در سينى طلا يا نقره گذارد وهم چنين است هر گاه فنجان را در نعلبكى طلا يا نقره گذارد وهم چنين است اگر چيزى در ظرف طلا يا نقره باشد وآن را خالى كنند در ظرف ديگر به جهت خوردن وآشاميدن نه از براي مجرد خالى كردن ظاهر آنست كه در اين صورت نيز حرام باشد به جهت آنكه اين را استعمال مىگويند بلكه بعيد نيست حرمت چايى خوردن در موردى كه سماور طلا يا نقره باشد واگر چه بقيه أسباب از غير طلا ونقره باشد حاصل اين كه در مذكورات چنانچه استعمال حرام است فعل اكل وشرب نيز حرام است بلى مأكول ومشروب حرام نيست پس اگر در نهار ماه رمضان باشد صدق نمىكند كه افطار به حرام كرده است تا كفاره جمع در آن باشد اگر چه أصل افطار حرام وبر وجه حرام نيز واقع شده است وهم چنين است حال در اكل وشرب از ظرف غصبى ( مسألة 11 ) بعضي علما فرموده اند كه اگر كسى خادم خود را امر كند كه چاى از مثل قورى طلا يا نقره بريزد در فنجان چينى مثلا وبدهد به شخص ديگر چنانچه آن خادم وآمر معصيت كرده اند همچنان شخص كه گرفته وآشاميده بعيد نيست كه معصيت كرده باشد ( مسألة 12 ) هر گاه ماكولى يا مشروبى در ظرف طلا يا نقره باشد وآن را خالى كنند در ظرف ديگر به قصد خلاصي از خوردن در آن ظرف اين تصرف حرام نيست ( مسألة 13 ) هر گاه آب وضو يا غسل منحصر باشد در آبى كه در ظرف طلا يا نقره است پس اگر ممكن باشد كه آن را خالى كند در ظرف ديگر واجب است واگر ممكن نيست مأمور است به تيمم واگر وضو يا غسل كند با آن ظرف باطل است به هر قسم كه باشد چه آب را بدست ونحو آن برداشته استعمال كند وچه به همان ظرف آب را بر محل وضو يا غسل بريزد وچه ارتماس كند در آن واگر آب ديگر داشته باشد يا ممكن باشد خالى كردن در ظرف ديگر ومع ذلك وضو يا غسل كند از آن باز أقوى بطلان آن است زيرا كه ولو مأمور به تيمم نبوده الا آنكه چون وضو