السيد اليزدي ( مترجم : القمي )
75
غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي )
وغسل از آن استعمال از آن ظرف محسوب مىشود وان حرام است پس باطل است بلكه اگر ظرف طلا ونقره را محل ريختن آب وضو وغسل قرار دهد نيز حكم به بطلان بعيد نيست بلى اگر اتفاقا آب وضو يا غسل بريزد در آن ممكن است حكم بعدم بطلان اگر چه آن ريختن را حرام بدانيم زيرا كه در عرف وضو گرفتن بر اين وجه را مثلا استعمال آن ظرف نمىگويند ومع ذلك خالى از اشكال نيست مگر اين كه آب ريختن بر اين وجه استعمال نباشد چنانچه بعيد نيست ( مسألة 14 ) در طلا ونقره فرقى نيست ما بين خوب وبد ومعدنى ومصنوعى ومغشوش وخالص اگر غش به اندازه نباشد كه از صدق اسم بيافتد ومركب محسوب شود وبعضي از علما گفته اند كه بايد خالص باشد پس اگر صدق اسم بكند لكن صدق خلوص نكند استعمال آن جايز است نظير حرير كه حرمت پوشيدن آن بر مردان مشروط بخلوص است واين قول بغايت ضعيف است وفرق ما بين اين مسأله ومسألة حرير است كه در حرير خالص ومحض بودن شرط حرمت است در لسان دليل به خلاف ما نحن فيه كه حكم معلق است بر صدق اسم بدون اشتراط خلوص ( مسألة 15 ) هر گاه شخص وضو گرفت يا غسل كرد از ظرف طلا يا نقره در حالي كه جاهل به حكم يا موضوع بود وضو وغسلش صحيح است ( مسألة 16 ) ظروف غير طلا ونقره هر چند أعلى ودر قيمت گران تر باشند استعمال انها جايز است هر چند از جواهرات گرانها مانند ياقوت وفيروزج باشند ( مسألة 17 ) استعمال ظرفى كه از طلاى فرنگى ساخته شده جايز است چونكه حقيقة طلا نيست وهم چنين فضه كه آن را ورشو مىگويند استعمال آن جايز است چونكه آن هم نقره نيست بلكه مس سفيد است ( مسألة 18 ) هر گاه شخص مضطر شود به استعمال ظرف طلا يا نقره در اكل وشرب وغيرهما جايز است استعمال آن بلى جايز نيست استعمال آن در وضو وغسل بلكه بايد تيمم كند ( مسألة 19 ) هر گاه در حال ضرورت امر دائر شود ما بين استعمال ظرف طلا ونقره يا استعمال ظرف غصبى ظرف طلا ونقره را مقدم دارد ( مسألة 20 ) أجير شدن از براي ساختن ظرف طلا ونقره حرام است واجرتش هم حرام است چنانچه گذشت ( مسألة 21 ) واجب است بر صاحب ظروف طلا ونقره شكستن انها واما از براي غير صاحبش پس اگر بداند كه صاحب آن تقليد مىكند كسى را نگاه داشتن آن را حرام مىداند وهم آن ظرف از افراد معلوم الحرمة بوده باشد واجب است بر أو كه نهى از منكر كند واگر توقف داشته باشد نهى از منكر بر شكستن آن جايز