السيد اليزدي ( مترجم : القمي )
6
غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي )
باشد علم به احكام شك وسهو را ( مسألة 27 ) هم چنان كه واجب است تقليد در واجبات ومحرمات واجب است نيز در مستحبات ومكروهات ومباحات بلكه واجب است ياد گرفتن حكم هر فعلى كه صادر مىشود از أو خواه از عبادات باشد وخواه از معاملات ويا عاديات باشد ( مسألة 28 ) هر گاه بداند كه فلان فعل مثلا حرام نيست ونداند كه واجب است يا مباح يا مستحب يا مكروه جايز است كه آن فعل را بجا آورد به احتمال آنكه آن فعل مطلوب باشد وبرجاء ثواب واگر دانست كه آن فعل واجب نيست وندانست كه حرام است يا مكروه يا مباح از براي أو است ترك آن به جهت احتمال مبغوضيت آن ( مسألة 29 ) هر گاه مجتهد در مسألة از رأى خود برگشت جايز نيست كه مقلد بر رأى أول أو باقي بماند ( مسألة 30 ) هر گاه عدول كرد مجتهد از فتوى به توقف وتردد واجب است بر مقلد كه احتياط كند يا عدول نمايد با علم بعد از اين مجتهد ( مسألة 31 ) هر گاه دو مجتهدي باشند متساوي در علم جايز است از براي مقلد تقليد كند هر كدام را كه بخواهد وجايز است نيز تبعيض در مسائل كند واگر يكى از آن دو مجتهد أرجح باشد از ديگرى در عدالت يا ورع يا نحو آن پس أولى بلكه أحوط اختيار آن است ( مسألة 32 ) هر گاه تقليد كرد از كسى كه حرام مىدانست عدول را اگر چه با علم باشد پس يافت مجتهدي را كه اعلم از مجتهد أو است در اين صورت أحوط عدول بان اعلم است واگر چه مجتهد أول جايز نداند ( مسألة 33 ) هر گاه تقليد كرد شخصي را به خيال آنكه زيد است پس ظاهر شد كه أو عمرو است پس اگر هر دو متساويند در فضيلت وتقليد أو هم بر وجه تقييد نبوده صحيح است والا مشكل است ( مسألة 34 ) دانسته مىشود فتواى مجتهد به يكى از چند امر " أول " به شنيدن از زبان أو " دويم " به خبر دادن دو عادل " سيم " به خبر يك عادل بلكه كفايت مىكند خبر شخص موثق كه قول أو موجب اطمينان باشد واگر چه عادل نباشد " چهارم " يافتن در رساله أو وبايد مأمون از غلط باشد ( مسألة 35 ) هر گاه تقليد كرد كسى را كه اهليت فتوى نداشت پس ازان ملتفت شد واجب است بر أو عدول كردن وحال اعمال سابقه أو حال عمل جاهل غير مقلد است وهم چنين است هر گاه تقليد كرد غير اعلم را واجب بنابر أحوط عدول با علم وهر گاه تقليد اعلم كرد وبعد غير أو اعلم از أو شد واجب است عدول بثانى بنابر أحوط ( مسألة 36 ) اگر اعلم منحصر باشد در دو شخص وممكن نباشد تعيين پس اگر ممكن است احتياط بين دو قولين پس آن أحوط است