السيد اليزدي ( مترجم : القمي )
7
غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي )
والا مخير است بين آن دو شخص ( مسألة 37 ) هر گاه شك كرد در موت مجتهد يا در تبدل رأى آن يا عارض شدن چيزى كه موجب عدم جواز تقليد أو است جايز است از براي أو بقاء بر تقليد أو تا ظاهر شود حال أو ( مسألة 38 ) هر گاه علم حاصل كرد به آنكه مدتي از زمان در عبادت خود بدون تقليد بوده ولكن نمىداند مقدار انمدة را پس اگر بداند كيفيت وموافقت آن را با واقع يا با فتواى مجتهدي كه تكليفش رجوع به أو است پس صحيح است والا قضا كند آن مقدارى را كه علم حاصل كند به برائت ذمه خود بنابر أحوط واگر چه بعيد نيست جواز اكتفاء به قدر متيقن ( مسألة 39 ) هر گاه بداند كه اعمال سابقه اش با تقليد بوده لكن نمىداند كه از روى تقليد صحيح بوده يا نه بنا را بر صحة گذارد ( مسألة 40 ) هر گاه تقليد كرد مجتهدي را پس شك كرد در آنكه آيا أو جامع شرايط است يا نه واجب است بر أو فحص ( مسألة 41 ) كسى كه اهليت فتوى ندارد حرام است بر أو فتوى دادن چنانچه كسى كه اهليت قضاوت ندارد حرام است بر أو حكم كردن بين مردم وحكم أو نافذ نيست وجايز نسيت مرافعه در نزد أو ونه شهادت نزد أو ومالي كه گرفته مىشود به حكم أو حرام است واگر چه گيرنده محق باشد مگر در وقتي كه منحصر باشد استنقاذ حق أو بترافع نزد آن قاضى ( مسألة 42 ) واجب است در مفتى وقاضى عدالت وثابت مىشود عدالت بشهادت دو عادل وبه معاشرتى كه مفيد باشد علم بملكه يا اطمينان بان را وثابت مىشود نيز بشياعى كه مفيد علم باشد ( مسألة 43 ) هر گاه گذشت مدتي از بلوغ أو وشك كرد بعد از آن در اين كه اعمال أو از تقليد صحيح بوده يا نه جايز است از براي أو كه بنا را بر صحت گذارد در اعمال گذشته ودر اعمال بعد واجب است بالفعل بر أو تصحيح انها ( مسألة 44 ) واجب است بر عامي كه تقليد اعلم كند در مسألة وجوب تقليد اعلم يا عدم وجوب آن وجايز نيست كه تقليد غير اعلم كند هر گاه فتوى دهد به واجب نبودن تقليد اعلم بلكه اگر اعلم فتوى دهد به واجب نبودن تقليد اعلم مشكل است جواز اعتماد بر أو پس قدر متيقن از براي عامي تقليد اعلم است در فرعيات ( مسألة 45 ) هر گاه دو مجتهد باشند كه يكى از آن دو اعلم باشد در عبادات وديگري اعلم باشد در معاملات أحوط تبعيض در تقليد است وهم چنين است هر گاه يكى از آن دو مجتهد اعلم باشد در بعض عبادات مثلا وديگري در بعض ديگر ( مسألة 46 ) هر گاه شخص خطا كرد در نقل فتواى مجتهد واجب است بر أو كه اعلام كند كساني را كه از أو آن فتوى را آموخته اند وهم چنين هر گاه مجتهد