السيد اليزدي ( مترجم : القمي )

55

غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي )

هر گاه در هر دفعه چنين كند كفايت مىكند چنانچه كفايت مىكند كه از آب پر كند وبريزد ( مسألة 15 ) هر گاه شك كرد در متنجسى كه آيا از ظروف است تا سه دفعه أو را بشويد يا آنكه غير ظرف است تا يك دفعه شستن كفايت كند ظاهر آنست كه در آنجا يك دفعه كفايت مىكند ( مسألة 16 ) شرط است در شستن متنجس باب قليل جدا شدن غساله از آن به نحو متعارف پس در مثل بدن ونحو آن از چيزهائى كه آب در آن نفوذ نمىكند كفايت مىكند ريختن آب بر آن وجدا شدن معظم آب آن ودر مثل جامه وفرش از چيزهائى كه نفوذ مىكند در آن آب چاره نيست از فشار دادن يا چيزى كه بمنزله فشار دادن است مثل آنكه آن را لگد كند يا دست روى أو گذارد وقوت كند ونحو اينها ولازم نيست جدا شدن تمام آب ودست ماليدن لازم نيست مگر در وقتي كه در آن عين نجس يا متنجس باشد ودر مثل صابون وگل ونحو اين دو از چيزهائى كه نفوذ مىكند در آن آب وممكن نيست فشار آن پاك مىشود ظاهرش به اجراء آب بر آن وضرر نمىرساند آن را بقاء نجاست باطن بر فرض نفوذ نجاست در آن واما در شستن باب كثير پس معتبر نيست جدا شدن غساله ونه فشار ونه تعدد بلكه به مجرد فرو بردن در آب بعد از زوال عين پاك مىشود وكفايت مىكند در طهارت اعماق آن اگر نجاست بان رسيده باشد نفوذ آب پاك در آن هر گاه در آب كثير باشد ولازم نيست خشكانيدن أو را أولا بلى هر گاه نفوذ كرده در آن عين بول مثلا وباقي مانده در آن معتبر است أو را بخشكانند به خلاف آنكه آب نجس در آن موجود باشد كه بسبب اتصال باب كثير پاك مىشود وحاجتي به خشك كردن ندارد ( مسألة 17 ) معتبر نيست فشار ونحو آن در متنجس به بول شيرخوار واگر چه مانند جامه وفرش ونحو آن باشد بلكه كفايت مىكند ريختن آب بر آن يك دفعه به نحوى كه فرو گيرد جميع اجزاء آن را واگر چه أحوط دو مرتبه است لكن شرط است كه آن طفل معتاد به غذا نباشد وضرر ندارد اتفاقا چيز كمي بخورد وشرط ديگر آنست كه پسر باشد نه دختر بنابر أحوط وشرط نيست كه دو سأله يا كمتر باشد بلكه مناط شيرخوار وغير متغذى بودن است واگر چه بعد از دو سال باشد هم چنان كه اگر معتاد به غذا شود پيش از دو سال جارى نمىشود در آن حكم مذكور بلكه بول أو مثل ساير بولها است ونيز شرط است كه شير زن مسلمان خورده باشد پس اگر شير كافره يا شير خوك خورده باشد حكم مذكور در أو جارى نيست ( مسألة 18 ) هر گاه شك كرد در نفوذ آب نجس در باطن در مثل صابون ونحو آن بنا گذارد بر نفوذ نكردن مثل