السيد اليزدي ( مترجم : القمي )

500

غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي )

ونحو ان مثل شرط ضمن العقد بر أو واجب شود ( هفتم ) روزه روز سيم اعتكاف ( هشتم ) روزه واجبي كه از والدين فوت شده كه بر پسر بزرگ واجب است وبدانكه وجوب روزه ماه رمضان از ضروريات دين ومنكر وجوب ان مرتد وواجب القتل است وكسيكه منكر وجوب ان نباشد ولكن عصيانا با علم وعمد افطار نمايد بايد حاكم شرع أو را تعزير كند به بيست وپنج تازيانه وهم چنين در مرتبه دويم وهر گاه بعد از دو مرتبه تعزير دفعه سيم افطار كند حد ان قتل است بنابر أقوى هر چند در مرتبه سيم نيز أحوط تعزير ودر مرتبه چهارم قتل است در صورتيكه در افطار أول وثاني وثالث تعزيرش كرده باشند واگر ادعاء شبهه نمايد كه در حق أو محتمل باشد حد از أو ساقط مىشود ( باب أول در نيت است ) بدان كه روزه از عبادات وصحت ان موقوف است بقصد قربت وروزه بدون ان باطل است ومعتبر است در نيت خلوص از ريا ونحو ان ومعتبر نيست در ان گذرانيدن بقلب يا ذكر بزبان بلكه كافى است مجرد داعى ودر تمام اقسام روزه غير رمضان حتى روزه واجب معين معتبر است قصد نوع كه در نيت معين كند مثلا روزه قضاء است يا كفاره يا نذر چه در نذر مطلق يا مقيد بزمان معين ودر اعتبار قصد نوع فرق نيست بين روزه واجب ومندوب پس در روزه ندبي هم بايد معين كند كه مثلا روزه أيام البيض است يا غدير ونحو انها از أيام مخصوصة وكفايت نمىكند در ان روزه انروز بقصد قربت بدون قصد نوع هر چند روزه كه بر ذمه أو است متعين ومتحد باشد وكافى است تعيين اجمالي بانكه قصد كند روزه ما في الذمة خود را بر فرض انكه در ذمه أو يكى بيشتر نباشد هر چند نداند از كدام نوع است وبتواند بسؤال يا برجوع بدفتر ونحو انها مفصلا ما في الذمة را بفهمد بلكه تعيين اجمالي با فرض تعدد ما في الذمة نيز كافى است بانكه قصد كند مثلا نوعي از روزه كه أول بذمه أو امده ونحو ان واما در روزه رمضان پس كفايت مىكند نيت روزه كردن هر چند معين نكند كه از رمضان است بلكه در صورتيكه در رمضان بسبب انكه نداند رمضان است يا ان را فراموش كرده باشد وقصد روزه نوع ديگر كند صحيح ومجزى از رمضان است بلى با علم بر مضان اگر نيت غير أن را بنمايد كافى نيست نه از رمضان ونه از آنچه قصد كرده وهر گاه با علم بانكه رمضان است گمان كند صحت روزه ديگر را وبقصد ان ديگر روزه گيرد وقبل از ظهر بفهمد عدم صحت را وتجديد نيت كند مجزى نيست از رمضان