السيد اليزدي ( مترجم : القمي )
474
غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي )
بوده وبا فرض شك مزبور قصد قربت از أو محقق شده باشد مجزى است هر چند أحوط اعاده ان است ( مسألة 9 ) هر گاه اعتقاد كرد كه راه بقدر مسافت است وقصر كرد بعد از ان معلوم شد كمتر از ان است بايد اعاده كند چنانچه اگر باعتقاد انكه كمتر از مسافت است اتمام نمود بعد از ان معلوم شد بقدر مسافت بوده بايد اعاده كند ( مسألة 10 ) اگر با شك در مسافت يا با اعتقاد بنبودن مسافت راه را طي نمود ودر أثناء سير معلوم شد كه مسافت بوده بايد قصر كند هر چند باقي مسافت نباشد ( مسألة 11 ) اگر صبي قصد مسافت كند ودر أثناء راه بالغ شود بايد قصر كند هر چند باقي مانده بقدر مسافت نباشد وهم چنين اگر صبي بخواهد تطوع بنماز نمايد يا مجنونيكه قصد مسافت از أو متحقق شود وقصد ان بنمايد ودر أثناء سير عاقل شود قصر كنند بخلاف مجنونيكه قصد از أو متحقق نشود كه از حال افاقه ببعد بايد قصد مسافت داشته باشد تا قصر نمايد ( مسألة 12 ) اگر راه كمتر از مسافت باشد ولكن دو مرتبه يا زيادتر برود وبيايد تا انكه مجموع هشت فرسخ شود بايد تمام كند پس در هشت فرسخ ملفق از ذهاب واياب كه موجب قصر است معتبر است كه رفتن يا برگشتن يا رفتن يا برگشتن يك مرتبه كمتر از مسافت نباشد ( مسألة 13 ) هر گاه بلدي دو راه داشته باشد يكى از اندو راه نزديك وديگرى دور وراه دور بقدر مسافت باشد پس اگر از راه دور رود قصر كند واگر از راه نزديك رود بايد تمام نمايد مگر انكه قصد داشته باشد كه از راه دور برگردد ومجموع هشت فرسخ باشد كه بايد قصر كند ( مسألة 14 ) در مسافت دوريه كه مجموع بقدر مسافت باشد بايد قصر كند هر چند تا مقصد في البين كمتر از چهار فرسخ باشد بنابر أقوى ( مسألة 15 ) مبدء مسافت از سور بلد يا اخر خانه هاى بلد است در بلاد متوسط يا كوچكى كه سور نداشته باشد بخلاف شهرهاى بزرگ خارق عادت كه مبدء مسافت در ان اخر محله است بلى بر فرض انكه از اخر ان بلد بحد مسافت نباشد واز اخر محله باشد أحوط جمع ميان قصر واتمام است ( شرط دويم ) قصد قطع مسافت است از حال خروج پس اگر قصد كمتر از مسافت كند وبعد از رسيدن بمقصد قصد مقدار ديگر كند كه با مقدار أول مسافت باشد قصر نبايد بكند بلى هر گاه ان مقدار با برگشتن بقدر مسافت باشد از انوقت قصر كند بشرط انكه قصد برگشتن هم داشته باشد وهم چنين نبايد قصر كند كسيكه نداند كه چه قدر طي مىكند مثل انكه عقب غلام يا شتر گريخته يا بقصد صيد مىرود ونمىداند كه كجابان