السيد اليزدي ( مترجم : القمي )

475

غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي )

مىرسد بلى برگشتن هر گاه بقدر مسافت باشد قصر كند وهم چنين قصر كند اگر در أثناء راه قصد كند كه مثلا تا سه فرسخ برود وبرگشتن پنج فرسخ يا زيادتر باشد واگر بيرون رود بقصد انكه اگر بقافله رسيد با انها سفر رود يا انكه سفر خود را موقوف بر مطلبي پيش از رسيدن بچهار فرسخ بايد كه هر گاه ان مطلب أو حاصل شد سفر كند والا فلا بايد تمام كند بلى هر گاه اطمينان داشته باشد كه بقافله مىرسد يا مطلب أو حاصل مىشود بطورى كه عزم مسافت داشته باشد بعد از رسيدن بحد ترخص بايد قصر كند ( مسألة 16 ) با قصد مسافت معتبر نيست اتصال سير هر چند قصد أو طلى مسافت در چند روز باشد چه در حال اختيار يا در حال ضرورت از ترس دشمن يا سرما يا انتظار رفيق وأمثال انها بلى اگر طورى باشد كه سفر بر أو صادق نباشد مثل انكه هر روزى براي تفرج يا غير أن چند قدمي برود قصد نكند وأحوط در اين صورت نيز جمع است ( مسألة 17 ) معتبر نيست در قصد مسافت انكه مستقل در قصد باشد بلكه قصد تبعي كافى است چه بسبب وجوب طاعت أو تبعيت كند مثل زن وغلام نسبت بشوهر ومولى يا انكه بقهر تابع ديگرى باشد مثل أسير ومكره ونحو انها يا اختيارا مثل خادم ونحو ان بشرط انكه بداند كه متبوع أو قصد مسافت كرده وهر گاه نداند بايد تمام كند وبا امكان از أو استخبار كند وأيا بر متبوع واجب است خبر دهد أو را يا نه اشكال است هر چند ظاهر عدم وجوب ان است ( مسألة 18 ) اگر تابع مىداند كه از متبوع جدا مىشود ورفتن وبرگشتن أو بقدر مسافت نمىرسد اتمام نمايد بلكه با مظنه بجدا شدن نيز چنين است بلى با شك در ان ظاهر وجوب قصر است سيما با مظنه بجدا نشدن لكن أحوط در صورت ظن بمفارقت وشك در ان جمع است ( مسألة 19 ) اگر تابع عزم مفارقت متبوع داشته باشد بر فرض امكان يا بر فرض حصول امرى مثل ازاد شدن يا طلاق ونحو انها ولى بداند كه ممكنش نمىشود يا ان امر حاصل نمىشود بايد قصر كند بخلاف انكه مظنه داشته باشد بعدم امكان يا عدم حصول ان امر كه أحوط جمع وظاهر جواز اكتفاء بتمام است بلكه با احتمال نيز چنين است مگر انكه احتمال بغايت بعيد باشد كه منافى صدق قصد مسافت نباشد ولكن در اين صورت احتياط بجمع ترك نشود ( مسألة 20 ) اگر تابع اعتقاد كند كه متبوع قصد مسافت ندارد يا شك در ان داشته باشد ودر أثناء راه بفهمد كه قاصد مسافت است ظاهر ان است كه بر أو قصر واجب باشد هر چند باقي مانده بقدر