السيد اليزدي ( مترجم : القمي )
47
غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي )
از نماز ديد نجاست آن باقي است ظاهر آنست كه اين فرض از باب جهل به موضوع است ونمازش صحيح است واعاده وقضا بر أو واجب نيست وهم چنين است هر گاه شك كرد در نجاست آن بعد از نماز ظاهر شد كه نجس بوده وهم چنين است هر گاه علم داشت به نجاست آن وخبر داد وكيل در تطهير آن به پاكى آن يا بينه شهادت داد به پاكى آن وبعد خلاف قول آنها معلوم شد وهم چنين است هر گاه قطره بول با خونى چكيد وشك كرد كه بر جامه أو چكيد يا بر زمين وبعد معلوم شد كه بر جامه أو چكيده بوده وهم چنين است هر گاه شخص به بيند در بدن يا جامه خود خونى ويقين كند كه خون پشه يا خون قروح است كه در نماز معفو است يا يقين كند كه كمتر از درهم است بعد معلوم شود خونى است كه نماز با آن جايز نيست وهم چنين است در هر جائى كه شك كند در چيزى از اين نجاسات وبه مقتضاى أصل طهارت در آن نماز كند وبعد ظاهر شود كه جايز نبوده در آن نماز پس جميع اين صورتها از باب جهل به موضوع است پس هر گاه با آنها نماز خوانده شود وبعد كه حال معلوم شده اعاده وقضا واجب ندارد ( مسألة 3 ) هر گاه چيزى را نجس مىدانست ونجاست آن را فراموش كرده با رطوبت آن را ملاقاة كرد ونماز گذارد وبعد از نماز ملتفت شد كه فلان چيز نجس بوده ودست أو نيز به ملاقاة آن نجس شده وبا آن نماز خوانده ظاهر اين است كه اينجا نيز از باب جهل به موضوع است نه داخل در فرض نسيان به جهت آن كه سابق دست خود را نجس نمىدانست تا فراموش كرده باشد بلكه نسيان أو در نجاست چيز ديگر بوده كه با آن نماز خوانده نشده بلى هر گاه وضو گرفت يا غسل كرد بدون آن كه دست نجس خود را تطهير كند ونماز بخواند نماز أو باطل است از جهت بطلان وضوء يا غسل آن ( مسألة 4 ) هر گاه منحصر شد جامه شخص در جامه نجس پس اگر ممكن نيست كه در حال نماز آن را از خود دور كند به جهت سرما يا نحو آن نماز كند در همان جامه وواجب نيست بر أو اعاده يا قضا واگر بتواند آن را بيرون كند پس آيا واجب است كه برهنه نماز كند يا آنكه در همان جامه نماز كند يا آنكه اختيار دارد از براي هر كدام وجهي است أقوى ثاني وأحوط تكرار نماز است ( مسألة 5 ) هر گاه شخص دو جامه دارد ومى داند كه يكى از آن دو پاك وديگرى نجس است ولكن به هم مشتبه شده بايد دو مرتبه نماز كند هر مرتبه در يكى واگر وقت تنگ باشد ونتواند در هر دو نماز كند نماز بخواند در يكى از دو آن جامه نه عريانا أحوط آنست كه در خارج وقت هم قضا كند در جامه ديگر اگر ممكن باشد والا عريان نماز بخواند ( مسألة 6 ) هر گاه