السيد اليزدي ( مترجم : القمي )
30
غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي )
مگر آنكه معلوم باشد كه آن خون بوده يا مخلوط به خون بوده كه در اين هنكام نجس است مگر آنكه مستحيل به پوست شده باشد ( مسألة 10 ) اگر خون در آب گوشت يا غير آن بريزد در حالي كه مىجوشد آن را نجس مىكند اگر چه خيلى كم باشد وقول به طهارت آن از جهت اين كه آتش مطهر است چنانچه در حديث است ان النار تأكله ضعيف است " سيد بحر العلوم رحمه الله فرموده والدم لا يزال بالبصاق أو غليان منه في الامراق " ( مسألة 11 ) هر گاه سوزن يا چاقو در بدن فرو رود وبيرون آيد وخون آلوده نباشد پس اگر معلوم نباشد كه ملاقاة با خون كرده در باطن پاك است واگر معلوم شود كه ملاقاة كرده أحوط اجتناب است ( مسألة 12 ) هر گاه از بين دندانها خون بيرون أيد ودر آب دهن مستهلك شود پس ظاهر طهارت آن بلكه جواز فرو بردن آن است بلى اگر خونى از خارج داخل دهن شود ومستهلك شود أحوط اجتناب است از آن وبهتر اين است كه بمضمضه دهن را تطهير كند ( مسألة 13 ) خون مرده كه در زير ناخن يا پوست بدن باشد اگر مستحيل نشده وصدق خون بر آن مىكند نجس است پس اگر پوست روى آن سوراخ شود كه آب بان برسد نجس مىكند ومشكل است با آن وضو وغسل پس واجب است كه تمام آن را بيرون أو رد واگر جرح داشته باشد واجب است كه چيزى بر روى آن بچسباند مثل جبيرة پس وضو بگيرد يا غسل كند اين در وقتي است كه بداند خون مرده است واگر احتمال دهد كه گوشت است وكوبيده شده چنانچه غالبا چنين است پس پاك است ( م 14 ) خونى كه در اجزاء محرمه ذبيحه است مثل طحال كه سپر زمى باشد أحوط اجتناب از آن است ( م 15 ) خونى كه در موضع ذبح در دهن هاى عروق واستخوان مىماند كه طاهر است وبعد شستن خون ذبح باقي است اگر از خود آن عروق واستخوان است كه متخلف شده پاك است واگر از جاى ديگر به آنجا رسيده بايد ازاله شود " ششم وهفتم " از نجاسات سگ وخوك صحرائى است نه دريائى وهم چنين است رطوبات واجزاء هر يك هر چند باشد كه حيوة در انها حلول نكرده باشد مثل مو واستخوان ونحو اين دو واگر جمع شود يكى از اين دو با ديگري يا با حيواني ديگر واز ايشان حيواني متولد شود پس در طهارت ونجاست تابع اسم است پس اگر صدق كرد بر آن اسم سگ يا خوك نجس است واگر صدق كرد بر أو اسم يكى از حيوانات ديگر يا آنكه مثلي در خارج نداشته باشد طاهر است واگر چه أحوط اجتناب است از حيواني كه متولد از سگ وخوك شود هر گاه صدق نكند بر أو