السيد اليزدي ( مترجم : القمي )
3
غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي )
ولكن چون آن كتاب شريف عربى بود وفارسي زبانان را از آن بهره نبود بخاطرم رسيد كه آن را فارسي كنم تا نفعش عام وذخيرة اين مجرم كثير الآثام گردد پس نصرت وتوفيق خود را از حق تعالى خواستم وبنگارش ترجمه ( 1 ) آن پرداختم وناميدم آن را ( بالغاية القصوى في ترجمة عروة الوثقى ) ومرتب گردانيدم آن را بر يك مقدمه وپنج كتاب والله الموفق للصواب ( مقدمة در مسائل متعلقه به تقليد ودر آن چند مسألة است ) ( مسألة 1 ) واجب است بر هر مكلفى كه در عبادات ومعاملات خود يا عمل به اجتهاد نمايد ويا تقليد كند ويا عمل به احتياط ( مسألة 2 ) أقوى جواز عمل به احتياط است مطلقا اگر چه مستلزم تكرار باشد لكن واجب است كه عارف باشد به كيفيت احتياط از روي اجتهاد يا تقليد چنانچه در مسألة جواز احتياط نيز بايد يا مجتهد باشد يا مقلد به جهت خلافي بودن مسألة آن ( مسألة 3 ) احتياط گاهى در بجا آوردن فعل است مثل آنكه احتمال بدهد وجوب آن فعل را وقطع هم داشته باشد بعدم حرمت آن وگاهى در ترك فعل است وان در وقتي است كه احتمال بدهد حرمت آن فعل را وقاطع باشد بعدم وجوب آن وگاهى احتياط در جمع بين دو امر است با تكرار مثل آنكه نمىداند وظيفة اش قصر است يا تمام ( مسألة 4 ) در ضروريات حاجت به تقليد نيست مثل وجوب نماز وروزه ونحو اينها وهم چنين است در يقينيات هر گاه از براي مكلف حاصل شود يقين بان ودر غير اين دو واجب است تقليد اگر مجتهد نباشد واحتياط هم براي أو ممكن نشود واگر احتياط ممكن باشد مخير است ما بين أو وبين عمل به تقليد ( مسألة 5 ) عمل عامي بدون تقليد واحتياط باطل است ( مسألة 6 ) تقليد ملتزم شدن وعقد قلب نمودن بر عمل كردن بقول مجتهد معين است واگر چه بعد عمل نكند بلكه اگر چه اخذ فتوى هم نكند پس هر گاه گرفت رساله مجتهد را وملتزم شد به عمل كردن به آنچه در آن است كفايت مىكند در تحقق تقليد ( مسألة 7 ) أقوى جايز بودن بقاء بر تقليد ميت است وجايز نيست تقليد ميت ابتداء
--> ( 1 ) مخفى نماند كه در اين رساله شريفه اقتصار بر صرف ترجمه نشده بلكه برخى از فروع مهمه ديگر كه مخصوص سائر رسائل عمليه آن بزرگوار بود مطابق فتوى ورأى مبارك به طرز مسائل برمز ممتاز در ذيل بعضي از فصول ملحق ساختم تا نفع آن أعم وفائده اش أتم باشد چنانچه نادري از فروع غير دائره كه مخصوص أهل علم وعربيت بود صرف نظر از آن نموده محول بر همان كتاب شريف داشتم