السيد اليزدي ( مترجم : القمي )

29

غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي )

باشد چه از غير أو حتى علقه تخم مرغ وأحوط اجتناب است از نقطه خونى كه در تخم پيدا مىشود وعلقه نشده است لكن اگر در زرده باشد بسبب آن پرده نازل كه بر روى زرده است سفيده نجس نمىشود مگر آنكه آن پرده پاره شود ( مسألة 2 ) خون باقي مانده در ذبيحه اگر چه طاهر است لكن حرام است مگر آن خونى كه با گوشت است وجزء آن حساب مىشود ( مسألة 3 ) خونى كه در ميان شير پيدا مىشود وقت دوشيدن نجس ومنجس است ( مسألة 4 ) بره كه بتذكيه مادرش محكوم بتذكيه شود تمام خون أو پاك است لكن خالى از اشكال نيست ( مسألة 5 ) حيواني كه به تير يا سگ شكارى صيد شده است كه تذكيه آن به غير ذبح ونحر شده آن خونى كه از أو خارج شده بي اشكال نجس است واما آنچه كه باقي مانده است بعد از بيرون رفتن روح آن پس در طهارت آن اشكال است واگر چه حكم به طهارت خالى از وجه نيست ( مسألة 6 ) اگر شخص خونى ديد وشك كرد كه از حيوان است يا از غير آن محكوم به طهارت است چنانچه هر گاه قرمزى ديد وشك كرد كه آن خون است يا غير خون نيز پاك است وهم چنين پاك است هر گاه دانست كه آن خون فلان حيوان است ولكن نمىداند كه آن حيوان صاحب نفس سائله است يا نه مانند خون مار ونهنگ وهم چنين است هر گاه نداند كه آن خون گوسفند است يا ما هي پس هر گاه ديد در جامه خود خونى را وندانست كه از خودش است يا از پشه وكيك پاك است بلى اگر شك كند در خون مانده در جوف ذبيحه كه آيا قسم طاهر آن است يا قسم نجس از جهت شك در اين كه آيا على المتعارف خون أو خارج شده است يا نه أصل در آن نجاست است از جهت استصحاب حالت سابقه لكن خالى از اشكال نيست ومحتمل است تفصيل ما بين اين كه سبب شك اگر احتمال برگشتن خون است به جهت نفس كشيدن در اينجا پاك است واگر به جهت احتمال آنست كه سر مذبوح در موضع بلندى بوده نجس است به جهت اصالة عدم رد در أول واصالة عدم خروج مقدار متعارف در ثاني ( مسألة 7 ) هر گاه آب زردى از زخم يا دمل بيرون آمد وشخص شك كرد در آنكه آن خون است يا غير خون پاك است وهم چنين پاك است اگر در تاريكى چيزى بيرون آمد وشك كرد كه آن خون است يا چرك وواجب نيست بر أو استعلام ( مسألة 8 ) هر گاه در وقت خاروندن بدن رطوبتى بيرون آمد وندانست كه آن خون است يا آب زرد پاك است ( مسألة 9 ) زردابه كه بسته مىشود بر روى زخم وقت خوب شدن آن پاك است