السيد اليزدي ( مترجم : القمي )

13

غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي )

( فصل أول در آب مطلق ومضاف است ) بدان كه آب مطلق است يعنى آنچه را كه آب توان گفت بي اضافه چيزى اگر چه مضاف هم استعمال بشود پس آب شور مثلا مطلق است چونكه آب خالى هم أو را مىگويند ويا مضاف است وان به عكس مطلق است مانند ابهائى كه فشرده شده از أجسام يا مخلوط شده به غير آن به نحوى كه اسم آب بر أو صدق نمىكند مانند آب غوره وآب دوغ وأمثال اينها وآب مطلق بر چند قسم است . جاري . ونابع غير جاري . وآب چاه . وباران . وآب كر . وآب قليل . وهر يك از اين آبها بدون ملاقاة با نجاست پاك وپاك كننده حدث وخبث است ( مسألة 1 ) آب مضاف هر گاه ملاقاة با نجاست نكرده پاك است ولكن پاك كننده نيست نه حدث ونه خبث را واگر چه در حال اضطرار باشد وهر گاه با نجاست ملاقاة كند نجس مىشود واگر چه آب كثير باشد بلكه اگر به قدر هزار كر باشد به مجرد ملاقاة با نجاست اگر چه به قدر سر سوزنى باشد تمام آن نجس مىشود بلى هر گاه آب مضاف جارى باشد از بالا به پائين وپائين أو ملاقاة با نجاست كند بالاى أو نجس نمىشود مثل آنكه از گلاب پاچ بدست كافر گلاب بريزد كه گلاب در ظرف نجس نمىشود واگر چه آن گلابى كه در دست كافر ريخته شده نجس است ( مسألة 2 ) آب مطلق را هر گاه عرق گيرى كنند از اطلاق بيرون نمىرود بلى هر گاه چيزى ديگر را با آن ممزوج كنند وعرق بگيرند مثل گلاب مثلا مضاف مىشود چنانچه عرق مضاف نيز مضاف است ( مسألة 3 ) آب مطلق نجس يا مضاف نجس هر گاه عرق شود پاك است بجهة آنكه استحاله ببخار مىشود وبعد آب مىگردد ( مسألة 4 ) هر گاه شك كرد در چيز مايعى كه آيا آب مطلق است يا مضاف پس اگر حالت سابقه أو را مىداند اخذ بان كند واگر نمىداند پس نه محكوم با طلاق است ونه به اضافه لكن نه رفع حدث مىكند ونه رفع خبث ونجس مىشود به ملاقاة نجاست اگر قليل باشد ونجس نمىشود اگر به قدر كر باشد به جهت احتمال اطلاق آن واصالة طهارة ( مسألة 5 ) مضاف نجس پاك مىشود به عرق شدن چنانچه گذشت وبمستهلك شدن در آب كر يا جارى ( مسألة 6 ) هر گاه ريخته شد مضاف نجس در آب كر وأو را مضاف كرد پيش از آنكه مستهلك شود نجس مىشود واگر دفعة هم مستهلك شود وهم مضاف دور نيست حكم بعدم نجاست آن ازوجهى اگر چه مشكل است ( مسألة 7 ) هر گاه منحصر شد آب در آب گل آلود مضاف پس هر گاه وقت