السيد اليزدي ( مترجم : القمي )

14

غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي )

وسعت دارد صبر كند تا آن آب گل آلود صاف شود ووضو بگيرد بنابر أحوط واگر وقت تنگ باشد تيمم كند ( مسألة 8 ) جميع اقسام آب مطلق حتى جارى نجس مىشود هر گاه تغير كند يكى از أوصاف ثلاثة أو كه آن طعم وبو ورنگ باشد به نجاست به چند شرط يكى آنكه تغير بسبب ملاقاة با نجاست باشد واما هر گاه بسبب مجاورت با نجس تغيير كند نجس نمىشود مثل آنكه در كنار آب مردارى افتاده باشد وآب بسبب مجاورت با آن بوى ميته برداشته باشد وشرط ديگر آنكه تغيير بأوصاف نجاست باشد نه بأوصاف متنجس پس اگر شيره نجس در آب ريخته شود ورنگ آن سرخ يا زرد شود نجس نمىشود مگر آنكه أو را مضاف سازد بلى اگر به ملاقاة متنجس متغير شود به وصف نجس نجس مىشود نيز وشرط سيم آنكه تغيير حسى باشد پس تغيير تقديرى عيبى ندارد مثل آنكه رنگ آب سرخ يا زرد باشد ومقدارى خون در آن بريزد كه حسا آن را تغيير ندهد واگر چه خون بقدرى باشد كه اگر رنگ آب سرخ يا زرد نبود أو را تغيير ميداد وهم چنين است هر گاه بول بسيارى كه رنگ نداشته باشد در آب بريزد كه اگر رنگ مىداشت آن را تغيير ميداد يا آنكه بد بو باشد ومردارى در آن بيفتد كه اگر آب بد بو نبود آن را تغيير ميداد پس در جميع اين صورتها ما دامى كه آب از صدق اطلاق خارج نشده محكوم بطهارة است بنابر أقوى ( مسألة 9 ) هر گاه تغيير كند آب بما عداى أوصاف مذكوره از أوصاف نجاست مثل حرارت وبرودت ورقت وغلظت وخفت وثقل نجس نمىشود مادامى كه مضاف نشده ( مسألة 10 ) معتبر نيست در نجس شدن آب آنكه تغيير به وصف نجس بعينه باشد پس اگر تغيير كرد يكى از أوصاف ثلاثة آب به ملاقاة نجس لكن بدون مطابقه وصف حادث با وصف نجس مثل آنكه خون ريخت در آب ورنگ زرد شد نجس خواهد بود وهم چنين است هر گاه بسبب ريختن بول ياعذره در أو بوئى در آن حادث شود غير بوى آن دو پس مناط تغيير يكى از أوصاف ثلاثة مذكوره است بسبب نجاست واگر چه از غير سنخ نجس باشد ( مسألة 11 ) فرق نيست در حكم به نجاست ما بين اين كه وصف اصلى آب تغيير كند يا وصف عارضى أو پس هر گاه آبى كه سرخ شده باشد به بقم مثلا پس به ريختن بول در آن سفيد شود نجس مىشود وهم چنين است حكم هر گاه زائل شود طعم عرضى يا بوى عرضى آن ( مسألة 12 ) اگر بسبب ورود نجاست بر حوض گوشه از آن متغير شود همان گوشه نجس مىشود وبقيه آن اگر به قدر كر نباشد نيز به ملاقاة نجس مىشود واگر به قدر