دكتر محمد مهدي گرجيان

76

قضاء وقدر ، جبر واختيار ( فارسي )

خود اراده كننده است ، اين جواب بر خلاف فرض خواهد بود ، زيرا همه اراده هاى فاعل را در داخل دايره فرض كرديم وديگر اراده اى باقي نمانده تا علت شود ، پس به ناچار بايد گفته شود كه اراده ديگرى غير از اراده صاحب اين اراده ها ، علت آنهاست . واگر پاى اراده ديگرى به ميان آيد ، ( جبر ) در اراده ، لازم مى آيد . ( 1 ) مرحوم حضرت امام خمينى - رحمة الله عليه - در مقام قضاوت به اشكال مرحوم ملاصدرا بر مرحوم ميرداماد فرموده است : ( أقول هذا نظير ما يقال في الاستدلال على وجوب غنى بالذات انه لوفرض سلسلة غير متناهية في الوجود يكون كل فرد فرد فيها فقيرا ممكنا لنا ان نحيط بعقلنا على السلسلة اجمالا فنقول : السلسلة الغير المتناهية من الفقراء لا يمكن ان تدخل ولافرد منها في الوجود الا بإفاضة غنى بالذات والا بالغنى والعجب أن المحقق الداماد كان متنبها على هذا الاشكال في تقريره أصل الشبهة ومع ذلك أجاب بما فرفت ) . ( 2 ) يعنى : من مى گويم : اين اشكال همانند استدلالي است كه كرده اند بر اين كه بايد غنى بالذاتي وجود داشته باشد . به اين بيان كه اگر تمام سلسله نامتناهى موجودات را كه هر يك به تنهايى فقيرند واحتياج به ديگرى دارند تا به آنجا ( وجود ) افاضه كند ، يك جا مجموعا فرض كنيم وبگوييم كه اين سلسله غير متناهي از فقرا نمى تواند پا به عرصه وجود بگذارد ، مگر آنكه غنى بالذاتي وجود داشته باشد . وفردى كه ذاتا بي نياز باشد ، بايد به آنها افاضه وجود كند واگر نه : ذات نايافته از هستى بخش * كي تواند كه شود هستى بخش بنابراين ، هر يك از اين موجودات فقير ، دليلي بر وجود غنى بالذات خواهد بود ، زيرا نياز نيازمند بجز با بي نياز ، علاج پذير نيست وشگفت آور است كه ( محقق

--> ( 1 ) - أسفار ، ج 6 ، تأليف مرحوم صدر المتألهين ( 979 - 1050 ه‍ . ق ) ( 2 ) - طلب واراده حضرت امام خمينى ( ره ) ، ص 99 .