دكتر محمد مهدي گرجيان
176
قضاء وقدر ، جبر واختيار ( فارسي )
در علم حق مشخص است آنها ترك كننده آن اعمال مورد نهى هستند . پس امر ، سبب وقوع فعل است ، نسبت به آن كساني كه در علم حق معين بوده است كه بجا آورنده اعمال خيرند ونهى ، سبب تنفير وزجر است ، نسبت به آن اشخاصى كه مرتكب اعمال قبيح مى شوند ، زيرا اگر ( امر ) نبود بجا آورنده كار خير ، مايل وراغب به آن اعمال خير نمى شد واگر ( نهى ) نبود بجا آورنده اعمال قبيح ، منزجر ومتنفر نمى گرديد . براي آنكه مطلب ، بهتر واضح شود مى گوييم كه : اگر ما تمام شرور وفساد عالم را به صد قسم فرض كنيم ، در صورت بودن نهى ، پنجاه جزء آن واقع مى شود ولكن در صورت نبودن نهى ، ممكن بود كه كليه شرور وفساد ، ظاهر گردد . وهمچنين است در طرف خيرات كه با بودن امر ، نصف آن بجا آورده مى شود ودر صورتي كه اگر امر نبود ، أصلا عمل خيرى به حيز ظهور نمى رسيد . واما مدح وستايشى كه در كتب سماوي وارد شده است ، براي تحريض وترغيب بجا آورنده خيرات است كه باز آن اعمال خير را تكرار كند وغفلت نورزد وآن را ترك نكند . مذمت وسرزنشى هم كه در شرايع أنبيا ديده مى شود به جهت آن است كه كننده كار زشت ، آن را ترك كند وديگر مرتكب اعمال ناشايست نشود ، وهمچنين براي كساني كه هنوز اقدام به أمور قبيح ننموده اند ولكن ممكن است كه بعدها مرتكب گردند ، به واسطه اين مذمتها آنان را متنبه ساخته وبواسطة اين نهى آنها را باز داشته واز عاقبت وخيم آن مطلع نمود . ( به آنكه متكلمين مى گويند : ( عقاب ) عبارت است از غل وزنجير كردن ومكرر أو را به آتش سوزانيدن وكژدم ومار به جان أو انداختن ، زيرا اين نوع از اعمال ، سزاوار است يا براي كسى كه بخواهد از دشمن خود انتقام كشد وتلافى دشمنى أو را نمايد تا به جهتش تشفى قلب حاصل شود ، در حالي كه