دكتر محمد مهدي گرجيان
177
قضاء وقدر ، جبر واختيار ( فارسي )
مطلب مسلما از ساحت قدس پروردگار دور است وشايسته مقام خدايى نيست ويا براي آن است كه معصيت كننده از اعمال بد خود منزجر شود وتوبه نمايد كه بعدها مرتكب معاصي نشود واعمال زشت وقبيح بجا نياورد ، اين هم فرضش در صورتي ممكن است كه تكليفي باشد وحال آنكه در آن عالم ، نه امريست ونه نهى ونه تكليفي ) . وآن حدود وتعزيراتى كه در شرع براي اشخاص گناهكار وارد شده ومعين گرديده ، نازل منزله نهى است كه آنان را از اعمال ناشايست باز دارد ، چه اگر نبود اين حدود مشروعه ، محققا اشخاص شرور ونادان ، متجرى در معاصي مى شدند ( واز قتل نفس وهتك عرض وضبط أموال مردم ، خوددارى نمى كردند ) زيرا عموم مردم ، ناچار بايد مقيد به يك قيدى باشند تا مخل آسايش ديگران نشوند وباعث اختلال نظام عالم نگردند ، كه در اينجا يا بايد مقيد به قيد عقل باشند ، ( زيرا انسان عاقل ، پيرامون كردار زشت وعمل ناشايست نمى گردد ويا بايد مقيد به قيد شرع شوند تاترس ازنكال دنيوي وعذاب اخروى ، مانع شرارت وفساد آنها گردد . ) آيا نمىببنى آن كسى كه آزاد از قيد شرع وقيد عقل هر دواست تحمل عقوبت فسادى كه مرتكب شده است را ندارد وأصولا نظام أحوال عالم به دست انسان لا أبالي وآزاد از قيد عقل وشرع مختل مى گردد . اين رساله به يارى حق تعالى پايان يافت . * * *