دكتر محمد مهدي گرجيان

175

قضاء وقدر ، جبر واختيار ( فارسي )

نفس ، آن مقدار كه داراى نقصان است . پس عقاب نفس كه سبب آن نقصان كمال است ، عبارت است از : دورى به مقام قدس الهى كه همين بعد از حق ، باعث لعنت وعقوبت وسخط وغضب پروردگار است . پس به خاطر اين نقص ، براي نفس درد وألم حاصل مى گردد . واما مراد از ( كمال نفس ) همان خشنودى خدا وتقرب به أو وولايت اوست . پس قدماي از حكماء در واقع معناى ثواب وعقاب را اين مى دانند . مقدمه سوم همانا معاد ، بازگشت نفوس بشرى به سوى عالم اصلى خود است ، به مفاد آية شريفه اى كه مى فرمايد : ( يا أيتها النفس المطمئنة ارجعي إلى ربك راضية مرضية فادخلي في عبادي وادخلى جنتي ) . ( 1 ) اين مقدمه سوم هم يكى از مسائلي است كه محتاج به اقامه براهين است ( كه در جاى ديگر ثابت شده است وفقط در اينجا بايد بعنوان أصول موضوعه قبول نمود ) . نتيجة بحث - اكنون بعد از ذكر مقدمات مىگوئيم : شرور وفسادى كه بر حسب ظاهر در اين عالم واقع مى شود ، بر حسب مراد ومقصود حكيم على الاطلاق از عالم نيست ، بلكه منظور أو خيرات است كه از أمور وجوديه مى باشد ولكن شرور در عداد أعدام مى باشند ، ( ظهور آنها بالتبع وبه قصد دوم است نه اينكه مقصود بالأصالة باشند ) . وأفلاطون قائل است كه جميع آنچه كه در اين عالم واقع مى شود ، مقصود ومراد است . أوامر ونواهى شرعيه اى كه براي مكلفين وارد شده است ، ترغيب است براي كساني كه بجا آورنده اعمال مأمور به و ( نواهى ) زجر وتنفير است براي كساني كه

--> ( 1 ) - سوره فجر ، آية 27 - 30 .