دكتر محمد مهدي گرجيان

107

قضاء وقدر ، جبر واختيار ( فارسي )

چنين سرنوشتى درباره أو قطعيت پيدا نخواهد كرد وآنچه كه واقع مى شود وكمتر از صد سال است ، سرنوشت قطعي أو خواهد بود وعمر صد سأله ، سرنوشت غير حتمي أو خواهد بود . أستاذ علامه طباطبائى - رضوان الله تعالى عليه - در تفسير الميزان ، سرنوشت حتمي وغير حتمي را - چنان كه توضيح داديم - تصوير مى كند ودر اين مورد چنين مثال مى زند : آنچه در مورد سبب تام وناقص گفتيم ، به عنوان مثال : در مورد روشنائى خورشيد چنين فرض كن ، ما مى دانيم بالأخره تا چند ساعت ديگر ، اين شب به پايان مى رسد وخورشيد عالم تاب ، طلوع مى كند وروى زمين را روشن مى نمايد ، اما ممكن است ابر يا ماه ويا مانعى ديگر ، ميان آن وزمين حائل گردد ونگذارد خورشيد ، نورش را بر زمين بتاباند وآن را روشن نمايد ، ولى اگر خورشيد از أفق ، بالا آيد وهيچ يك از موانعى كه گفته شد ، وجود نداشته باشد ، در اين صورت ، خورشيد قطعا روى زمين خواهد تأبيد وآن را روشن خواهد نمود . بنابراين ، نسبت ميان طلوع خورشيد وروشن كردن روى زمين ، به منزله لوح محو واثبات است كه ممكن است حاصل شود وممكن است حاصل نشود ، ولى نسبت طلوع آن در وقت مخصوص به خود ، بدون آنكه هيچ يك از آن موانع مفروض ، وجود داشته باشد وروشن كردن روى زمين ، به منزله أم الكتاب است كه به نام ( لوح محفوظ ) ناميده مى شود . روى اين حساب ، تركيب خاصي كه ساختمان وجودي اين انسان با مقتضيات محدودى كه در أركان وجودي آن است دارد ، اقتضا مى كند كه عمر طبيعي كه آن را در صد سال ويا صد وبيست سال ، محدود كرده اند ، داشته باشد . واين همان چيزى است كه در ( لوح محو واثبات ) نوشته شده است . نهايت آنكه چون جميع اجزاء جهان ، ارتباط وتأثير خاصي در وجود آدمي دارد