دكتر عقيقى بخشايشي
456
چهارده نور پاك ( فارسي )
" زيركترين زيركان ، صاحبان تقوى مى باشند و احمق ترين احمقان ، افراد فاجر و فاسق مى باشند ( 1 ) ، من در اين مورد كه با معاويه اختلاف داشتم اگر حق شخصى ام بود او اولى تر از من مى باشد و اگر حق شخصى من بود پس به خاطر اصلاح حال امت وحفظ و نگهدارى خونهاى آنان ، رها نمودم " . ( 2 ) اعترافات مخالفان 1 . گفتار ابوبكر : " عقبة بن حارث گفت : ابوبكر نماز را خواند سپس از مسجد خارج شد و امام حسن را ديد كه با كودكان بازى مىكند او را گرفت و روى شانهء خود قرار داده و گفت : پدرم فداى كسى باد ! كه شبيه پيامبر است " . ( 3 ) 2 . انس بن مالك : " بخارى در صحيح خود در باب مناقب الحسن والحسين ( عليه السلام ) ، به سند خود از انس روايت كرده كه گفت : هيچ كس شباهتش بيشتر از حسن بن على به رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) نبود " . ( 4 ) زبير گفت : رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) " حسن " ( عليه السلام ) را مىبوسيد و او را به سينهء خود مى فشرد و مىبوئيد در خدمتش مردى از انصار بود كه از عمل پيامبر تعجب كرد و گفت : من پسرى دارم كه به حد بلوغ رسيده است و من تاكنون او را نبوسيدهام . پيامبر اكرم ( صلى الله عليه وآله ) فرمود : اين كه خداوند رحمت وعاطفه را از دل تو برگرفته ، من چه گناهى دارم ؟ " . ( 5 ) " مساور مولى بن سعد بن بكر گفت : روزى كه امام " حسن مجتبى " ( عليه السلام ) فوت كرد ، ابوهريره را ديدم در مسجد ايستاده و در حالى كه به شدت مىگريست با صداى بلند فرياد مى زدند كه اى مردم ! امروز محبوب رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) از دنيا رفت " . " زهير بن اقمر گفت : " حسن بن على " ( عليه السلام ) بعد از شهادت " على " ( عليه السلام ) مشغول ايراد خطابه اى بود كه مردى بلند قامت از قبيلهء " ازد " برخاست وگفت : رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) را ديدم اين آقا را به دوش خود سوار كرده و مى فرمايند : كسى كه مرا دوست مى دارد ، بايد
--> 1 . حق حكومت ، حق عمومى ومربوط به آحاد مردم مسلمان مى باشد . 2 . كشف الغمه ج 2 ، ص 189 . 3 . 4 . 5 . حلية الأولياء ج 2 ، ص 35 .