جمعى از اطباء

395

مجموعه پزشكى ( فارسي )

آب سبز ( گلوكوم ) Glaucome 1 - گلوكوم حاد - استراحت فكرى و جسمى ، مسهل هاى قوى و در صورت لزوم خون گرفتن . هرچه زودتر بايد بوسيله شكافتن عنبيه ( ايريد كتومى ) يا شكافتن صلبيه ( اسكلركتومى ) و يا بزل چشم از فشار درونى كاست در ضمن چكانيدن داروى زير نيز لازمست : ساليسيلات دزرين 3 سانتى گرم آب مقطر 5 گرم روزى 4 تا 6 مرتبه بچكانند از داخل نيز سولفات يا برميدرات دوكينين ( به مقدار زياد ) نافعست . براى جلوگيرى از درد خوردن پيراميدون يا آسپيرين و چكانيدن ديونين 3 تا 5 درصد ( روزى سه مرتبه ) نافعست بر ضد بىخوابى كلرال وورونال تجويز مىشود . استعمال داروهاى چشمى كه داراى اطروپين باشند به كلى ممنوع است . 2 - گلوكوم مزمن - درمان بهداشتى و داروئى مناسب سختى سرخرگها ، مبارزه با ازدياد فشار خون ، جلوگيرى از احتقان مغز ، بريدن عنبيه و چكانيدن داروى زير : كلرئيدات دوپيلوكارپين 5 سانتىگرم آب مقطر 5 گرم دو قطره صبح و عصر بچكانند همچنين بريدن صلبيه ( اسكلركتومى ) وبزل مايع زجاجى و در بعضى مواقع قطع كردن اعصاب سمپاتيك يا در آوردن غده افتالميك ( 1 ) نافع است . براى جلوگيرى از درد بايد مانند گلو كوم حاد درمان كرد . در صورتى كه استحاله گلوكومى ايجاد شده يعنى ديد بيمار به كلى از بين رفته نور را به هيچ وجه حس نكند و دردهاى شديدى نيز موجود باشند بايستى چشم را درآورد آماسهاى زبان Glossites 1 - آماس حاد زبان - رژيم شيرى ، مسهل هاى نمكى متعدد ، غرغره ، قرار دادن كيسه يخ در اطراف گردن ، انداختن زالو در ناحيه فوق لامى ، بالاخره سوزن زدن درون ماهيچهء پروپيدون . براى جلوگيرى از خيز فلقمونيائى بر حسب اينكه آماس يك طرفى يا دو طرفى است بايد يكى دو شكاف در تمام طول زبان داد و اگر كانون چركى نيز ايجاد شده آن را باز كرده وواكسينوتراپى نمود . اگر حالت خفقان دست داد بايد ناى را شكافت ( تراكئوتومى ) . 2 - آماس مزمن زبان ( زخم ساده ) بايستى دندانى كه سبب تحريك است پر كرده يا كشيد و بيمار را از خوردن يا جويدن اغذيه ادويه دار محرك بازداشت و براى او غرغرهء با براكس ياكلرات دوپطاس ترتيب داد . سوزاندن با اسيد كرميك نيز مفيد است اسيد كرميك 1 گرم آب مقطر 5 گرم در روى زخم ها بمالند به محض اينكه حدس استحاله چنگارى زخم مىرود بايد فورا آن را برداشت 3 - آماس سيفيليسى زبان - درمان عمومى مختلط سيفيليس ، سوزاندن موضعى با نيترات درژان .

--> ( 1 ) Ganglion ophtalmique