مؤسسة دلتا للمعلومات والأنظمة ( مترجم : گيلاني )

773

الفاروق ( فارسي )

تكذيب و يا باطلى را تصديق كرده‌ايد ، به خدا قسم اگر هم اكنون موسى زنده شود ، چاره‌اى جز پيروى و اطاعت از من نخواهد داشت . . . ابو درداء مىگويد : عمر نزد رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) و سلم آمد و گفت : يا رسول الله . يكى از برادرانم از بنى قريظه نوشته‌هايى از تورات به من داد ، مىخواهيد تقديمتان كنم ؟ رنگ حضرت از ناراحتى تغيير كرد . راوى مىگويد : به عمر گفتم : رنگ حضرت را نمىبينى ؟ عمر در جواب گفت ( رضينا بالله ربا و بالاسلام دينا و بمحمد صلى الله عليه ( وآله ) و سلم رسولا ) حضرت خوشحال شد ، و فرمود : به خدا قسم اگر موسى هم الآن باشد ، و شما مرا ترك كرده ، به او ايمان بياوريد ، حقيقتا گمراه خواهيد بود . شما از ميان امتها ، سهم من هستيد و من از ميان پيامبران سهم شما هستم . دوستان عمر در بنى زريق كه به او تورات مىدادند همانهائى هستند كه عائشه مىگويد : پيامبر صلى الله عليه وآله را جادو كردند ! ! - مسلم ج 7 ص 14 ابو كريب از ابن نمير از هشام از پدرش از عائشه روايت مىكند : يك يهودى از بنى زريق بنام لبيد بن اعصم رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) و سلم را جادو كرد . سومين نسخه تورات كه عمر از يهوديان خيبر نزد رسول خدا صلى الله عليه وآله آورد ! - كنز العمال ج 1 ص 370 1628 - جبير بن نفير از عمر روايت مىكند : در زمان حيات رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) و سلم به خيبر رفتم ، از شخصى يهودى حرف عجيبى شنيدم كه خوشم آمد ، از او درخواست كردم آن را برايم بنويسد ، لذا ورقى چرمى تهيه كرده و آن را نوشتم . آنگاه آن را نزد رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) و سلم برده و گفتم : يا رسول اللهحرفى از يك يهودى شنيده‌ام كه بعد از تو هرگز نظير آن را از كسى نشنيده بودم . فرمود : گويا آن را نوشته‌اى ؟ گفتم : بله . فرمود : بياور ، آوردم ، فرمود : بخوانشروع كردم به خواندن كه لحظه به لحظه رنگ رخسار حضرت بيشتر متغير مىشد . بطورى ترسيدم كه ديگر حتى يك حرف را هم نتوانستم بخوانم . . .