الشيخ الصدوق ( مترجم : اصفهاني )

282

عيون أخبار الرضا ( ع ) ( فارسي )

من عجب دارم از كسى كه دنيا را برگزيده چگونه به آن مطمئن مىشود و عجب دارم از كسى كه يقين دارد به حساب چگونه گناه مىكند . به اين اسناد از جعفر بن محمد ( ع ) مروى است كه از آن جناب سؤال كردند از زيارت قبر حسين ( ع ) فرمود پدر بزرگوارم به من خبر داد كه هر كس زيارت كند قبر حسين ( ع ) را و عارف باشد به حق او حقتعالى او را در زمرهء عليين مينويسد پس از آن فرمود گرداگرد قبر آن بزرگوار هفتاد هزار فرشته ژوليده مو غبار آلوده هستند كه بر آن بزرگوار گريه ميكنند تا روز قيامت . به اين اسناد از جعفر بن محمد ( ع ) مروى است كه فرمود كمتر مرتبهء عاق شدن اف گفتن است و اگر خدا چيزى را كمتر از آن در عاق شدن مييافت نهى از آن ميفرمود . به اين اسناد از حضرت على بن حسين ( ع ) مروى است كه فرمود اسماء بنت عميس گفت كه من نزد فاطمه ( ع ) بودم كه ناگاه رسول خدا ( ص ) بر آن معصومه وارد شد در حالتى كه گردن بندى از طلا در گردن مباركش بود كه على بن ابى طالب آن گردن بند را از غنيمت دار الحرب خريده بود رسول خدا ( ص ) بفاطمه فرمود اى فاطمه مردم نميگويند فاطمه دختر محمد ( ص ) لباس اهل ظلم پوشيده ؟ چون فاطمه اين مطلب را از پدر بزرگوار شنيد گردن بند را پاره كرد و فروخت بندهء خريد و در راه خدا آزاد كرد و به اين سبب رسول خدا ( ص ) مسرور شد . به اين اسناد از حضرت على بن الحسين ( ع ) مروى است كه در آيهء شريفه * ( لَوْ لا أَنْ رَأى بُرْهانَ رَبِّه ) * فرمود كه زليخا زن عزيز در هنگامى كه به حضرت يوسف ( ع ) آويخته بود برخاست و جامهء بر روى بت افكند يوسف ( ع ) به او فرمود اين عمل از چه جهت بود عرض كرد حيا ميكنم از اين بت كه ما را به بيند يوسف ( ع ) فرمود آيا حيا ميكنى از چيزى كه نمىبيند و نميشنود و نميداند و نميخورد و نمىآشامد يعنى از جمادى حيا ميكنى و من حيا نميكنم از كسى كه انسان را آفريده و او را دانا كرده پس اينست معنى آيهء شريفه * ( لَوْ لا أَنْ رَأى بُرْهانَ رَبِّه ) * « مترجم گويد » كه في الحقيقه ديدن يوسف عمل او را كه حيا كرد از بت برهانى بود كافى و دليلى بود شافى بر حيا كردن از خدا و اقدام نكردن بر نافرمانى او به اين اسناد از حضرت على بن الحسين ( ع ) مروى است كه آن جناب چون مريضى را ميديد كه از ناخوشى شفا يافته بود به او ميفرمود گوارا باد ترا پاك شدن از گناهان . به اين اسناد از حضرت على بن الحسين ( ع ) مروى است كه فرمود مردم سه چيز را از سه نفر فرا گرفتند صبر را از ايوب ، شكر را از نوح ، حسد را از فرزندان يعقوب : به اين اسناد از جعفر بن محمد ( ع ) مروى است كه فرمود از حضرت محمد بن على ( ع ) سؤال كردند از نماز كردن در سفر فرمود پدر بزرگوارش در سفر نماز را قصر ميكرد .