الشيخ الصدوق ( مترجم : اصفهاني )
283
عيون أخبار الرضا ( ع ) ( فارسي )
به اين اسناد از على بن ابى طالب ( ع ) مروى است كه فرمود در ميان چهل مرد اصلع مرد بدى نمىيابى و در ميان چهل مرد كوسج مرد خوبى نمىيابى و مرد اصلع بد بهتر است از مرد كوسج خوب « مترجم گويد » كه اصلع كسى را گويند كه موى پيش سر او رفته باشد و مو نداشته باشد پيش سر او و زن را صلعاء گويند و كوسج معرب كوسه است و آن را كم ريش و بىريش گويند از كسى كه وقت روئيدن ريش او رسيده باشد . به اين اسناد از حسين بن على ( ع ) مروى است كه پيغمبر ( ص ) را ديدم كه چون حمزه شهادت يافت پنج تكبير گفت و بر ساير شهدا پنج تكبير گفت و پس از آن حمزه را هفتاد تكبير ملحق شد « مترجم گويد » شايد مقصود اين باشد كه بعد از آنكه حضرت ختمى مرتبت پنج تكبير بر حمزه و پنج تكبير بر ساير شهدا گفت بفرمود تا هر يك از شهدا را بياورند و بر هر يك تكبيرى بخواند از براى نماز چون جسد شريف حمزه در آن مكانى كه بود از آن مكان برنداشتند و هر يك از شهدا را كه براى نماز حاضر ميساختند پهلوى حمزه ميگذاشتند و بعد از فراغ از نماز برميداشتند و شهيد ديگر در آن مكان ميگذاشتند و چون عدد شهداى احد هفتاد نفر بود پس هفتاد تكبير ديگر بر حمزه گفته شد و اين بنا بر آنست كه هر نمازى تكبيرى محسوب شود و يا آنكه هر شهيدى را تكبيرى از براى نماز او ميگفتند و محتمل است كه مقصود اين باشد كه حضرت رسالت هفتاد تكبير ديگر بعد از فراغ از تكبير شهدا بر حمزه ( ع ) گفتند . به اين اسناد از حسين بن على ( ع ) مروى است كه فرمود امير المؤمنين ( ع ) از براى ما خطبه ميخواند فرمود به زودى بيايد زمانى كه سخت و شديد شود بر مردم كه مؤمن آنچه دارد از آن بخل كند و حال اينكه مأمور به بخل نيست چه حقتعالى در كلام معجزه نظام خود ميفرمايد * ( وَلا تَنْسَوُا الْفَضْلَ بَيْنَكُمْ إِنَّ الله بِما تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ ) * و فراموش نكنيد تفضل و احسان را در ميان خودتان همانا حقتعالى باعمال شما بينا است و به زودى بيايد زمانى كه اشرار مقدم باشند و اخيار ذليل و مؤخر باشند و بيع مضطر شايع باشد و حال اينكه رسول خدا ( ص ) از بيع مضطر نهى فرموده است و از بيع غرر مثل مجهول نهى فرموده است پس اى مردم از خدا بپرهيزيد و در ميان خويشتن اصلاح كنيد و مرا در اهل من حفظ كنيد چه آنها با آن جناب يك نور هستند « مترجم گويد » كه مقصود از بيع مضطربا وقوع عقد است بطريق اكراه و اجبار و اين بيع فاسد است زيرا كه تراضى طرفين حاصل نشده است و يا از روى لابدى بيع مىكند چون كسى كه ويرا قرضى باشد يا مئونهء باشد كه وسع آن نداشته باشد و در اين صورت خلاف مروت و انصاف است بهتر آنست كه اعانت كرده شود تا هنگامى كه توانگر شدن . به اين اسناد از جعفر بن محمد ( ع ) مروى است كه از على بن الحسين ( ع ) سؤال كردند