الشيخ الصدوق ( مترجم : اصفهاني )

281

عيون أخبار الرضا ( ع ) ( فارسي )

« مترجم گويد » ظاهر اينست كه مقصود حضرت از اين عبارت اينست كه بايع را تسلطى بر مشترى نيست كه او را نهى كند از نحر كردن شتر و زياده از سر و پوست شتر تسلطى ندارد و به اين مقدار از شركت او را نميرسد كه منع از نحر كردن نمايد چه مشترى بعنوان نحر خريده است و بيع لازم است و محتمل است كه مقصود حاصل شدن بدا از براى مشترى است نه بايع و بنا بر اين حاصل معنى چنين مىشود كه مشترى در هنگام خريدن قصد او نحر شتر بود و به اين استثنا راضى شد پس از آن پشيمان شد از نحر كردن حضرت جواب اين مسأله را فرمود كه بايع شريك با مشترى است به مقدار سر و پوست يعنى اگر فرض شود كه اين شتر نحر شود و سر و پوست او را جدا كنند و قيمت كنند و گوشت او را عليحده قيمت كنند و نسبت ميان اين دو قيمت را هر چه باشد از ثلث يا ربع يا خمس ملاحظه كنند و بعد اين شتر زنده را قيمت كنند بهر قيمت كه رسيد به مقدار آن نسبت مال بايع است و بايع در اين مقدار با مشترى شريك است و شايد احتمال ثانى اظهر باشد و الله العالم . به اين اسناد از حسين بن على ( ع ) مروى است كه آن جناب داخل در رختخواب شد لقمهء يافت كه در آن مكان افتاده بود آن لقمه را بغلام خود داد و به او فرمود اى غلام چون كه من بيرون آمدم مرا از اين لقمه متذكر كن غلام آن لقمه را خورد و چون حضرت حسين بن على بيرون خراميد فرمود اى غلام لقمه كه به تو دادم كجا است عرض كرد اى مولاى من آن لقمه را خوردم فرمود كه تو در راه خدا آزادى مردى به آن جناب عرض كرد يا ابن رسول الله او را آزاد كردى فرمود بلى از جد بزرگوارم شنيدم كه فرمود هر كس لقمهء انداخته شدهء بيابد و با دست خود آن را پاك كند يا بشويد و بخورد آن لقمه در جوف او قرار نگيرد مگر آنكه حقتعالى او را از آتش آزاد بگذارد من نخواهم بندگى كسى را كه خدا از آتش آزاد كرده باشد . به اين اسناد گويد على بن ابى طالب ( ع ) فرمود پنج چيز است كه اگر در آنها كوشش كنيد و بيابيد قدرت نداريد بهتر از آن بيابيد نترسد بندهء مگر از گناه خود و اميدوار نباشد مگر بپروردگار خود و چون از نادان چيزى كه نميداند سؤال كردند حيا نكند از اينكه بگويد نميدانم و چون نميداند حيا نكند از اينكه بياموزد و صبر نسبت بايمان بمنزلهء سر است نسبت به بدن پس ايمان نيست كسى را كه صبر نيست . به اين اسناد از حسين بن على ( ع ) مروى است كه فرمود كسى كه شاد مىكند او را تأخير افتادن مرگ و زياد شدن رزق او بايد صلهء رحم كند . به اين اسناد از حسين بن على مروى است كه فرمود زير ديوار شهرى از شهرها لوحى يافت شد كه در آن نوشته بود منم خدا نيست خدائى سواى من و محمد است پيغمبر