الشيخ الصدوق ( مترجم : اصفهاني )
95
عيون أخبار الرضا ( ع ) ( فارسي )
حقتعالى فرموده اى فرزند آدم بمشيت و خواستن من است آنچه تو ميخواهى و به قوت من ادا ميكنى واجبات خود را كه من واجب كردهام و بنعمت من قوت يافتى بر معصيت و نافرمانى من ، من ترا قرار دادم شنوا و بينا و با قوت و آنچه حسنه و عمل نيكو از تو صادر شود از جانب خدا است و آنچه سيئه و عمل بد از تو صادر شود از جانب خودت خواهد بود از اين جهت كه من بحسنات تو سزاوارترم از تو و تو بسيئات خود سزاوارترى از من بسبب اينكه من سؤال كرده نميشوم از آنچه ميكنم و شما سؤال كرده ميشويد و من هر چيز را كه بخواهيد از براى شما مهيا كردهام پس هر عملى خوبى كه از شما صادر مىشود به جهت نعمت من و قوت من بشما خواهد بود . 50 - حسين بن خالد از حضرت رضا ( ع ) روايت كرده است كه فرمود خداوند خير به تو عطا كند بدان كه خداوند تبارك و تعالى قديم است و قديم صفتى است كه راهنمائى مىكند عاقل را بر اينكه چيزى بيش از خدا نيست و چيزى با خدا نيست و دائمى بودن او و از براى ما ظاهر شده است . با اعتراف عموم خلق و دلالت اين صفت كه چيزى پيش از خدا نيست و چيزى با خدا نيست و نبوده است در بقاء او و باطل است قول كسى كه گمان كرده است كه پيش از خدا يا با خدا چيزى بود زيرا كه اگر با خدا چيزى بود در بقاء او نميتوان گفت كه حقتعالى او را آفريده است زيرا كه او هميشه با خدا بوده است پس چگونه باشد كه خدا خالق و آفريننده باشد كسى را كه هميشه با او است و اگر پيش از خدا چيزى بود پس اول آن چيز بود نه خداوند و اول بهتر و سزاوارتر است باينكه آفرينندهء بعد از خود باشد پس از آن حقتعالى متصف نمود ذات پاك خود را باسماء خود كه چون خلق را آفريد و ايشان را مكلف فرمود و مبتلا نمود به احكام خود خواند آنها را باينكه بخوانند او را به اين اسماء و اين اسماء اينست كه خود را مسمى نمود بسميع و بصير و قادر و قاهر وحى و قيوم و ظاهر و باطن و لطيف و خبير و قوى و عزيز و حكيم و لطيف و عليم و مانند اين اسماء و كسانى كه بر ما دروغ بستند و غلو در حق ما نمودند چون اين اسماء خدا را ديدند و از ما شنيدند كه از جانب خدا ميگفتيم كه چيزى مانند او نيست و چيزى از حالات و صفات خلق مثل حالت و صفت او نيست بما گفتند كه خبر دهيد ما را از اينكه با وجود اينكه شما گمان كرديد چيزى مثل و شبيه خدا نيست چگونه با او مشاركت كرديد در اسماء الحسنى و خود را ناميديد و مسما نموديد بجميع آن اسماء پس اين دليل است بر اينكه شما مثل خدا هستيد در حالات او تمام حالات يا بعضى دون بعضى زيرا كه شما جمع نمودهايد در خودتان اسماء طيبه حقتعالى را و جواب بايشان داده شد كه حقتعالى اسمائى از اسماء خود را ببندگان داده و ليكن باختلاف معانى چنان كه يك اسم را دو معنى مختلف باشد و دليل بر اين مطلب قول مردم است كه تجويز ميكنند استعمال اسماء خدا را در بندگان باختلاف معنى و اين اسم جامع دو معنى است كه حقتعالى خلق را به آن مخاطب كرده و بايشان تكلم نموده به آنچه توانند تعقل كنند تا اينكه بر ايشان