حكيم معراج الدين

8

الأصول الأربعة في ترديد الوهابية

كسى آنها را گويد عقايد باطله خود را بگذاريد وچون عموم أمت مرحومه عقايد وعملهاى خود را صحيح وثابت نماييد مىگويند كه شمايان نادان وبىعقل هستيد قول الله وقول الرسول را گذاشته به قول زيد وعمرو عمل مىكنيد ما هرگز به مثل ايمان شما ايمان نمىآوريم حق تعالى در ترديد اين قولشان مىفرمايد ألا إنهم هم السفهاء ولكن لا يعلمون يعنى خبردار شويد اينها خود نادانند مگر نمىدانند ناداني خود را كه قول مجتهد مذهب مو به مو موافق قول الله وقول الرسول است مگر وهابيان نمىدانند مأخذ قياس مجتهد را وإذا لقوا الذين آمنوا قالوا آمنا وإذا خلوا إلى شياطينهم قالوا إنا معكم إنما نحن مستهزؤون يعنى هرگاه ملاقى مىشوند منافقان با مؤمنان خاص مىگويند ايمان آورديم به اخلاص وهر گاه خلاص مىشوند به رفيقان وسركردگان خود مىگويند ما با شما هستيم در عقايد با مؤمنان در اظهار ايمان مسخره كنان هستيم وهمين است أحوال وهابيان حنفي نما كه جماعت احناف را گويند ما حنفي هستيم وهر گاه با رؤساى وهابيه جمع مىشوند مىگويند ما با شماييم ما فقط براي فريفتن آنها اظهار حنفيت مىكنيم فايده حق تعالى رؤساى منافقين را شياطين فرمود وآنها در اظهار بني آدم بودند براي اينكه بدانى كه اعتبار عمل وعقايد را هست نه جسد وصورت را گو صورتش انسان باشد اما چونكه كار شياطين مىكند أو شيطان است چنانچه در سوره والناس مىفرمايد يوسوس في صدور الناس من الجنة والناس حق تعالى در ترديد اين قول آنها مىفرمايد الله يستهزئهم ويمتدهم في طغيانهم يعمهون يعنى حق تعالى جزاى تمسخر آنها مىدهد ومهلت مىدهد در سركشى آنها در حالتي كه سرگردانند در حيرت ونابينايانند از چشم بصيرت أولئك الذين اشتروا الضلالة بالهدى يعنى اينانند كه خريدند گمراهى را به هدايت وهمين است أحوال غير مقلدان مذهب كه گمراهى پسند كردند از راه راست أمت