حكيم معراج الدين
2
الأصول الأربعة في ترديد الوهابية
به طريق نفاق خود را در پرده حنفيت مستور داشته عملا حنفي مىباشند اما اعتقادا با فرقه أولى هم نفس وهم قفس اند وسبب اخفاء اين فرقه اراده اضلال عوام مسلمانان احناف است كه در صورت اظهار وهابيت نفرت خلق را مد نظر داشته اين حيله اظهار حنفيت را سبب حصول مقصود خود دانسته اند والحق به اين حيله ومكر به مقصود خود رسيده اند پس ضرر اين طائفه در اغواء خلق الله وبر هم زنى عقايد اسلاميه زيادة از ضرر فرقه أولى است بنابراين أكثر مخاطبه در اين رساله با همين فرقه است اگر نظر به ظاهرش كنى گويى كه پخته مسلمان است واگر از خباثت باطنش خبردار شوى گويى كه بدتر از شيطان است ظاهرش به صلاح آراسته با جامه پاك سفيد با ريش دراز مشروع با اظهار تقوى با گفتار نرم وشيرين با تحمل اذى از عوام الناس وباطنش پر از خباثت طعن ولعن بر كافه أمت مرحومه وانكار از طرق مشايخ سلاسل أربعة وانكار از تقليد مذاهب أربعة وانكار از كرامت أولياء الله وشرك دانستن استمداد از أرواح طيبه وانكار از ايصال ثواب به أرواح أموات تبعيين دهم وچهلم وساليانه وانكار شفاعت رسول أكرم صلى الله عليه وسلم إلا أن يأذن الله له وحرام دانستن سفر به زيارة أو صلى الله عليه وسلم وحرام دانستن نداء غايب به لفظ يا رسول الله ونحو ذلك وحرام دانستن توسل به أرواح أنبياء وصلحاء إلى غير ذلك من سوء عقائدهم چونكه ذكر عقايد وهابيه در ميان آمد بايد كه چندى از عقايد اينها منسوب به كتب مصنفه آنها براي اعلام خلق الله ذكر شود اگر چه نقل كفر كفر نباشد اما دل وقلم از ذكر آن مىلرزد كه ذكرش از سوء أدب خالى نيست ولو حكايته مگر ضرورت اعلام مقتضى آن است كه ذكر آن كرده شود بدان كه مايه وناز اين طايفه مسأله توحيد است وتوحيد را مخصوص به جماعت خود مىدانند