الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
51
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )
و در پايان ذكر اين نعمتها به نعمت معنوى ديگرى اشاره مىكند كه از همه بالاتر است ، مىفرمايد : « اين جزائى است از سوى پروردگارت ، و عطيه اى است كافى » ( * ( جَزاءً مِنْ رَبِّكَ عَطاءً حِساباً ) * ) ( 1 ) . چه بشارت و نعمتى از اين برتر و بالاتر كه بنده ضعيف ، مورد نوازش و الطاف و محبتهاى مولاى كريم خود قرار گيرد ، او را اكرام كند ، بزرگ دارد ، و خلعت بخشد ، اين توجه و عنايت ، و اين لطف و محبت ، چنان لذتى به مؤمنان مىدهد كه با هيچ نعمتى برابر نيست . و به گفته شاعر : من كه باشم كه بر آن خاطر عاطر گذرم لطفها مىكنى اى خاك درت تاج سرم تعبير به « رب » ( پروردگار ) همراه با ضمير مخاطب و توام با كلمه « عطاء » همگى بيانگر لطف فوق العاده اى است كه در اين پاداشها نهفته است . واژه « حسابا » به عقيده بسيارى از مفسران در اينجا به معنى « كافيا » مىباشد ، چنان كه گاه گفته مىشود « احسبت » يعنى آن قدر به او بخشيدم كه گفت « حسبى » ( كافى است ) ( 2 ) . در حديثى از امام امير مؤمنان على ع آمده است كه در قيامت خداوند حسنات مؤمنان را حساب مىكند ، و هر حسنه را ده برابر تا هفتصد برابر پاداش مرحمت مىكند ، همانگونه كه خدا در قرآن فرموده : * ( جَزاءً مِنْ رَبِّكَ عَطاءً حِساباً ) * ( 3 ) .
--> ( 1 ) « جزاء » در اين آيه حال است براى نعمتهايى كه در آيات گذشته آمده است و در معنى چنين است : اعطاهم جميع ذلك حالكونه * ( جَزاءً مِنْ رَبِّكَ ) * ، بعضى نيز احتمال دادهاند كه « مفعول مطلق » براى فعل محذوفى باشد ، و بعضى نيز آن را « مفعول لاجله » دانستهاند ، ولى تفسير اول مناسبتر است . ( 2 ) « تفسير بيضاوى » ذيل آيه مورد بحث . ( 3 ) « نور الثقلين » جلد 5 صفحه 495 حديث 29 .