الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

285

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )

به نظر مىرسد كه خنده آشكار مشركان در زمانى بوده كه مؤمنان از كنار جمع آنها مىگذشتند ، و اشارات سخريه آميز آنها زمانى بوده كه به عكس آنها از كنار جمع مؤمنان مىگذشتند ، و چون در ميان آن جمع نمىتوانستند به آسانى مسخره كنند با اشارات چشم و ابرو يكديگر مطالب را حالى مىكردند ، ولى آنجا كه مركز تجمع مشركان بود و مسلمانان از كنار آنها مىگذشتند آزادى و جسارت بيشترى داشتند ( 1 ) . يتغامزون از ماده « غمز » ( بر وزن طنز ) به معنى اشاره با چشم و دست است به چيزى كه مورد عيبجويى است ، و گاه اين واژه به معنى هر گونه عيبجويى به كار مىرود هر چند با زبان باشد ، و تعبير به « تغامز » ( از باب تفاعل ) دليل بر اين است كه همه آنها در مقابل يكديگر در اين كار شركت داشتند ، هر يك با اشاره به ديگرى چيزى مىگفت كه همه استهزاآميز بود . اينها همه در برخوردشان با مؤمنان بود ، در جلسات خصوصى نيز همين برنامه را بازگويى كرده ، و سخريه‌ها را غيابا ادامه مىدادند ، همانگونه كه آيه بعد مىگويد : « هنگامى كه به خانواده خود بازمىگشتند مسرور و خندان بودند و از آنچه انجام داده بودند خوشحالى مىكردند » ( * ( وَإِذَا انْقَلَبُوا إِلى أَهْلِهِمُ انْقَلَبُوا فَكِهِينَ ) * ) . گويى فتح و پيروزى نصيب آنها شده كه به آن مباهات مىكنند ، و باز هم در غياب ، همان سخريه‌ها ، و همان استهزاءها ادامه دارد .

--> ( 1 ) در مورد مرجع ضمير « مروا » و ضمير « بهم » مفسران دو احتمال داده‌اند : بعضى اولى را به مشركان و دومى را به مؤمنان برگردانده ، و بعضى عكس آن را گفته‌اند ولى طبق آنچه در بالا گفتيم احتمال اول مناسبتر است .