الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
262
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )
بعضى از مفسران گفتهاند كه آيه مورد بحث درباره « نضر بن حارث بن كلده » پسر خاله پيامبر ص كه از سران كفر و ضلال بود نازل شد ، ولى پيدا است نزول آيه در مورد خاصى مانع از آن نيست كه درباره ديگران نيز صادق باشد . به هر حال هميشه طغيانگران براى نجات از ملامت و جدان از يك سو ، و از اعتراضات مردم حقجو از سوى ديگر ، بهانههاى واهى مىتراشند تا خويشتن را از اين و آن راحت كنند ، و عجب اينكه آنها غالبا برنامه اى هماهنگ و يك نواخت داشتهاند ، گويى در طول تاريخ آن را در گوش هم فرو مىخواندند ، عناوينى همچون « سحر » و « كهانت » و « جنون » و « اسطوره » و مانند آن ! ولى قرآن در آيه بعد بار ديگر به ريشه اصلى طغيان و سركشى آنها اشاره كرده مىافزايد : « چنين نيست كه آنها خيال مىكنند ، بلكه اعمال سوء آنها همچون زنگارى بر دلشان نشسته ، و از درك حقيقت واماندهاند » ( * ( كَلَّا بَلْ رانَ عَلى قُلُوبِهِمْ ما كانُوا يَكْسِبُونَ ) * ) . عجب تعبير تكاندهنده اى ؟ ! اعمال آنها زنگار بر قلبشان ريخته ، و نور و صفاى نخستين را كه به حكم فطرت خداداد در آن بوده گرفته ، به همين دليل چهره حقيقت كه همچون آفتاب عالمتاب مىدرخشد هرگز در آن بازتابى ندارد ، و پرتو انوار وحى در آن منعكس نمىگردد . « ران » از ماده « رين » ( بر وزن عين ) به طورى كه « راغب » در « مفردات » مىگويد : همان زنگارى است كه روى اشياء قيمتى مىنشيند ، و به گفته بعضى ديگر از ارباب لغت قشر قرمز رنگى است كه بر اثر رطوبت هوا روى آهن ، و مانند آن ظاهر مىشود كه در فارسى ما آن را « زنگ » يا « زنگار » مىناميم ، و معمولا نشانه پوسيدن و ضايع شدن آن فلز ، و طبعا از بين رفتن شفافيت