الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
126
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )
« ثانيا » چهره درهم كشيدن در برابر يك مرد نابينا مشكلى ايجاد نمىكند چرا كه او نمىبيند ، به علاوه عبد اللَّه بن ام مكتوم نيز رعايت آداب مجلس را نكرده بود زيرا كه هنگامى كه مىشنود پيامبر ص با گروهى مشغول صحبت است نبايد سخن او را قطع كند . ولى از آنجا كه خداوند اهميت فوق العاده اى به محبت و ملاطفت كردن با مؤمنان مستضعف حقيقت طلب مىدهد همين مقدار بىاعتنايى را در برابر اين مرد مؤمن براى پيامبرش نمىپسندد و او را مورد عتاب قرار مىدهد ، اينها همه از يك سو . از سوى ديگر ، اگر به اين آيات از زاويه حقانيت و عظمت پيامبر ص نگاه كنيم ، مىبينيم در سرحد يك معجزه است ، چرا كه رهبر بزرگ اسلام در كتاب آسمانى خود آن چنان مسئوليت براى خود ذكر مىكند كه حتى كوچكترين ترك اولى ، يعنى بىاعتنايى مختصرى نسبت به يك مرد نابيناى حق طلب ، را مورد عتاب خداوند مىبيند ، اين دليل زنده اى است بر اينكه اين كتاب آسمانى از سوى خدا است و او پيامبر صادق است ، مسلما اگر اين كتاب از سوى خداوند نبود چنين محتوايى نداشت . و عجبتر اينكه پيامبر ص طبق روايتى كه در بالا آورديم هر وقت « عبد اللَّه بن ام مكتوم » را مىديد به ياد اين ماجرا مىافتاد و او را بسيار احترام مىكرد . و از سوى ديگر اين آيات مىتواند بيانگر فرهنگ اسلام در بر خورد با مستضعفان و مستكبران باشد ، كه چگونه مرد فقير نابيناى مؤمنى را بر آن همه اغنيا و سران قدرتمند مشرك عرب مقدم مىشمرد ، اين به خوبى نشان مىدهد كه اسلام حامى مستضعفان و دشمن مستكبران است . در پايان اين سخن بار ديگر تكرار مىكنيم كه مشهور در ميان مفسران