الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

29

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )

پاسخ همه اين سؤالات با توجه به يك نكته روشن مىشود ، و آن اين است كه خداوند نيروها و غرائز و صفاتى در انسان آفريده است كه اينها بالقوه وسيله تكامل و ترقى و سعادت او محسوب مىشوند ، بنا بر اين صفات و غرائز مزبور ذاتا بد نيست ، بلكه وسيله كمال است ، اما هنگامى كه همين صفات در مسير انحرافى قرار گيرد ، و از آن سوء استفاده شود ، مايه نكبت و بدبختى و شر و فساد خواهد بود . فى المثل همين حرص نيرويى است كه به انسان اجازه نمىدهد به زودى از تلاش و كوشش بازايستد ، و با رسيدن به نعمتى سير شود ، اين يك عطش سوزان است كه بر وجود انسان مسلط است ، اگر اين صفت در مسير تحصيل علم و دانش به كار افتد ، و انسان حريص در علم و يا به تعبير ديگر تشنه و عاشق بىقرار علم باشد ، مسلما مايه كمال او است ، اما اگر آن در مسير ماديات به كار افتد مايه شر و بدبختى و بخل مىگردد . به تعبير ديگر : اين صفت شاخه اى از حب ذات است ، و مىدانيم حب ذات چيزى است كه انسان را به سوى كمال مىفرستد ، اما اگر در مسير انحرافى واقع شود به سوى انحصارطلبى ، و بخل و حسد و مانند آن پيش مىرود . در مورد مواهب ديگر نيز مطلب همين گونه است ، خداوند قدرت عظيمى در دل اتم آفريده كه مسلما مفيد و سودمند است ، ولى هر گاه از اين قدرت درونى اتم سوء استفاده شود و از آن بمبهاى ويرانگر بسازند ، نه نيروگاههاى برق و وسائل صنعتى ديگر ، اين مايه شر و فساد خواهد بود . و با توجه به بيان فوق ، مىتوان ميان تمام آياتى كه در قرآن مجيد درباره انسان وارد شده است جمع كرد ( 1 ) .

--> ( 1 ) توضيح ديگرى تحت عنوان « انسان در قرآن كريم » در جلد 8 تفسير نمونه صفحه 239 تا 241 آورده‌ايم ( ذيل آيه 12 يونس ) .