الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
36
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )
نداشتند ، و عجب اينكه خود را با اين تقليد هدايت يافته مىپنداشتند ، در حالى كه در مسائل اعتقادى و زيربناى فكرى هيچ انسان فهميده و آزاده اى نمىتواند متكى بر تقليد باشد آن هم به صورت تقليد « جاهل از جاهل » چرا كه مىدانيم نياكان آنها نيز هيچ علم و دانشى نداشتند ، مغزهاى آنها مملو از خرافات و اوهام بود ، و جهل حاكم بر افكار و اجتماعشان ، چنان كه قرآن در آيه 170 بقره مىگويد : أَ وَلَوْ كانَ آباؤُهُمْ لا يَعْقِلُونَ شَيْئاً وَلا يَهْتَدُونَ : « آيا نه اينست كه پدران آنها چيزى نمىفهميدند و هدايتى نداشتند » ؟ ! تقليد تنها در مسائل فرعى و غير زيربنايى صحيح است ، آن هم تقليد از عالم يعنى رجوع جاهل به عالم ، همانگونه كه در مراجعه بيمار به طبيب ، و افراد غير متخصص به صاحبان تخصص ديده مىشود ، بنا بر اين تقليد آنها به دو دليل باطل و محكوم بوده است . واژه « امت » چنان كه راغب در مفردات مىگويد به جماعتى مىگويند كه يك نوع ارتباط به يكديگر دارند ، يا از نظر دين ، يا وحدت مكان ، يا زمان ، خواه آن حلقه اتصال اختيارى باشد يا اجبارى ( و از همين رو گاهى به معنى « مذهب » به كار رفته مانند آيه مورد بحث ، ولى معنى اصلى آن همان جماعت و گروه است و اطلاق اين كلمه بر مذهب نيازمند به قرينه است ) ( 1 ) .
--> ( 1 ) در جمله « * ( إِنَّا عَلى آثارِهِمْ مُهْتَدُونَ ) * » « مهتدون » خبر « ان » و « على آثارهم » متعلق به آن است ، و اينكه بعضى احتمال دادهاند « على آثارهم » خبر اول و « مهتدون » خبر دوم باشد بعيد به نظر مىرسد .