الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

33

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )

آيات مورد بحث همين معنى را پىگيرى كرده ، به ابطال اين خرافه زشت از طرق ديگرى مىپردازد ، نخست يكى از دلائل واهى آنها را به طور فشرده همراه با جواب آن نقل كرده مىگويد : « آنان گفتند : اگر خدا مىخواست ما آنها را هرگز پرستش نمىكرديم » اين خواست او بوده است كه ما به پرستش آنان پرداخته‌ايم ! ( * ( وَقالُوا لَوْ شاءَ الرَّحْمنُ ما عَبَدْناهُمْ ) * ) . اين تعبير ممكن است به اين معنى باشد كه آنها معتقد به جبر بودند ، و مىگفتند هر چه از ما صادر مىشود به اراده خداوند است ، و هر كارى انجام مىدهيم مورد رضايت او است . يا اينكه اگر اعمال و عقائد ما مورد رضاى او نبود بايد از آن نهى مىكرد ، و چون نهى نكرده است دليل بر خشنودى او است ! در حقيقت آنها براى توجيه عقائد فاسد و خرافى خود دست به خرافات ديگرى مىزدند ، و براى پندارهاى دروغين خود دروغهاى ديگرى به هم مىبافتند در حالى كه هر كدام از دو احتمال بالا مقصود آنها باشد فاسد و بى اساس است . درست است كه در عالم هستى چيزى بى اراده خدا واقع نمىشود ولى اين به معنى جبر نيست ، زيرا نبايد فراموش كرد كه خدا خواسته است ما مختار و صاحب آزادى اراده باشيم تا ما را بيازمايد ، و پرورش دهد . و درست است كه خدا بايد اعمال بندگان را مورد نقد قرار دهد ، ولى نمىتوان انكار كرد كه همه انبياى الهى هر گونه شرك و دوگانه پرستى را نفى كردند . از اين گذشته عقل سليم انسان نيز اين خرافات را انكار مىكند ، مگر « عقل » ، پيامبر خداوند در درون وجود انسان نيست ؟ و در پايان اين آيه با اين جمله كوتاه به اين استدلال واهى بتپرستان پاسخ مىگويد : « آنها به چنين چيزى كه ادعا مىكنند علم ندارند ، و جز دروغ چيزى