الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
326
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )
است ، هرگز مسلمان نخواهد شد ، هنگامى كه چشمش به امام صادق ع افتاد گفت اى آقا و بزرگ من ! امام فرمود ما جاء بك الى هذا الموضع ؟ : « تو اينجا براى چه آمده اى » ؟ ! عرض كرد : عادة الجسد ، و سنة البلد ، و لننظر ما الناس فيه من الجنون و الحق و رمى الحجارة ! : « براى اينكه هم جسم ما عادت كرده ، هم سنت محيط اقتضاء مىكند ، ضمنا نمونه هايى از كارهاى جنونآميز مردم ، و سر تراشيدنها ، و سنگ انداختنها را تماشا كنم ! ! » امام فرمود : انت بعد على عتوك و ضلالك ، يا عبد الكريم ! : « تو هنوز بر سركشى و گمراهى خود باقى هستى ، اى عبد الكريم » ( 1 ) ! او خواست شروع به سخن كند امام فرمود : « لا جِدالَ فِي الْحَجِّ : « در حج جاى مجادله نيست » و عباى خود را از دست او كشيد ، و اين جمله را فرمود : ان يكن الامر كما تقول - و ليس كما تقول - نجونا و نجوت ، و ان يكن الامر كما نقول - و هو كما نقول - نجونا و هلكت ! : « اگر مطلب اين باشد كه تو مىگويى ( و خدا و قيامتى در كار نباشد ) كه مسلما چنين نيست ، هم ما اهل نجاتيم و هم تو ، ولى اگر مطلب اين باشد كه ما مىگوئيم ، و حق نيز همين است ، ما اهل نجات خواهيم بود و تو هلاك مىشوى » . « ابن ابى العوجاء » رو به همراهانش كرد و گفت : وجدت فى قلبى حزازة فردونى ، فردوه فمات ! : « در درون قلبم دردى احساس كردم ، مرا بازگردانيد ، او را بازگرداندند و به زودى از دنيا رفت » ( 2 ) !
--> ( 1 ) « عبد الكريم » اسم اصلى « ابن ابى العوجاء » بود ، و چون او منكر خدا بود امام ع مخصوصا او را به اين نام صدا مىزد تا شرمنده شود . ( 2 ) كافى جلد 1 ص 61 ( كتاب التوحيد باب حدوث العالم ) .