الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
22
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )
نوع مجادله به حق است . ولى در غالب موارد در قرآن كريم اين واژه در مجادله به باطل استعمال شده است ، چنان كه در همين سوره مؤمن پنج بار اين كلمه در همين معنى به كار رفته . به هر حال بحث و گفتگو و استدلال و مناقشه در گفتار ديگران اگر به منظور روشن شدن حق ، نشان دادن راه ، و ارشاد جاهل بوده باشد عملى است پسنديده و شايسته تقدير ، بلكه در بسيارى از موارد واجب است قرآن هرگز با بحث و گفتگوى روشنگرانه و استدلال براى تبيين حق مخالفت نكرده ، بلكه در آيات زيادى آن را عملا تثبيت نموده است . در بسيارى از موارد از مخالفين مطالبه برهان و دليل مىكند ، و مىگويد هاتوا برهانكم « استدلال خود را بياوريد » ( 1 ) . و در بسيارى از موارد در مقابل تقاضاى برهان ، به اقامه دلائل مختلف پرداخته است ، چنان كه در آخر سوره يس خوانديم كه در برابر آن مرد عرب كه استخوان پوسيده اى را به دست گرفته بود از پيامبر ص مىپرسيد مَنْ يُحْيِ الْعِظامَ وَهِيَ رَمِيمٌ : « چه كسى مىتواند اين استخوانهاى پوسيده را از نو زنده كند » ( يس - 78 ) چندين دليل بر مساله معاد و قدرت خداوند بر احياى مردگان اقامه مىكند . و نيز در آيه 258 سوره بقره گفتگوهاى ابراهيم ع و دلائل دندان شكن او را در برابر نمرود ، و در آيات 47 تا 54 سوره طه احتجاج موسى را در برابر فرعون منعكس ساخته كه نمونه روشنى از مجادله شايسته است ، همچنين قرآن پر است از دلائل مختلفى كه پيامبر ص در مقابل بت پرستان و مشركان و بهانه جويان اقامه مىكرد . اما در برابر آن موارد زيادى را نقل مىكند كه طرفداران باطل براى
--> ( 1 ) بقره 111 ، انبياء 24 ، نمل 64 ، قصص 75 .