الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

521

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )

مىفرمايد : « خداوند خالق همه چيز است و او حافظ و ناظر بر همه اشياء مىباشد » ( * ( اللَّه خالِقُ كُلِّ شَيْءٍ وَهُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ ) * ) . جمله اول اشاره به « توحيد خالقيت » است ، جمله دوم اشاره به « توحيد ربوبيت » . اما مساله توحيد خالقيت چيزى است كه حتى مشركان غالبا به آن معترف بوده‌اند چنان كه در آيه 38 همين سوره خوانديم كه « اگر از مشركان سؤال كنى چه كسى آسمان و زمين را آفريده است مىگويند اللَّه » . ولى آنها در توحيد ربوبيت گرفتار انحراف شده بودند ، گاه حافظ و نگهبان و مدبر كارهاى خود را بتها مىدانستند و در مشكلات به آنها پناه مىبردند ، قرآن با بيان فوق در واقع به اين حقيقت اشاره مىكند كه تدبير امور عالم و حفظ و نگهدارى آن به دست كسى است كه آن را آفريده ، بنا بر اين در همه حال بايد به او پناه برد . « ابن منظور » در « لسان العرب » معانى متعددى براى « وكيل » ذكر كرده ، از جمله : كفيل ، حافظ و كسى كه به تدبير امور چيزى قيام مىكند . به اين ترتيب ثابت مىشود كه بتها نه منشأ سودى هستند و نه زيانى ، نه گرهى را مىگشايند و نه گرهى به دست آنها زده مىشود ، موجودات ضعيف و ناتوانى هستند كه هيچ كارى از آنها ساخته نيست . جمعى از پيروان مكتب جبر از جمله « * ( اللَّه خالِقُ كُلِّ شَيْءٍ ) * » براى عقيده انحرافى خود استدلال كرده‌اند و مىگويند : اعمال ما نيز در مفهوم آيه وارد است ، بنا بر اين خداوند خالق آن است ، هر چند محل ظهور آن اعضاى تن ما است ! اشتباه بزرگ آنها اينجاست كه نتوانسته‌اند اين مطلب را درك كنند كه خالقيت خداوند نسبت به افعال ما هيچگونه منافاتى با اختيار و آزادى اراده ما ندارد ، چرا كه اين دو نسبت در طول هم است نه در عرض هم