الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

482

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )

باره دانشمندان بحثهاى فراوانى دارند : بعضى آن را نتيجه انتقال قسمت عمده خون از مغز به ساير قسمتهاى بدن مىدانند ، و به اين ترتيب براى آن « عامل فيزيكى » قائلند . بعضى ديگر عقيده دارند كه فعاليتهاى زياد جسمانى سبب جمع شدن مواد سمى مخصوصى در بدن مىشود ، و همين امر روى سيستم سلسله اعصاب اثر مىگذارد و حالت خواب به انسان دست مىدهد ، و اين حال ادامه دارد تا اين سموم تجزيه و جذب بدن گردد ، به اين ترتيب « عامل شيميايى » براى آن قائل شده‌اند . جمعى ديگر يك نوع « عامل عصبى » براى خواب قائلند و مىگويند : دستگاه فعال عصبى مخصوصى كه در درون مغز انسان است و مبدء حركات مستمر اعضا مىباشد بر اثر خستگى زياد از كار مىافتد و خاموش مىشود . ولى هيچيك از اين نظرات نتوانسته است پاسخ قانعكننده اى به مساله خواب بدهد ، هر چند تاثير اين عوامل را بطور اجمال نمىتوان انكار كرد ؟ ما فكر مىكنيم چيزى كه سبب شده دانشمندان امروز از بيان تفسير روشنى براى مساله خواب عاجز بمانند همان تفكر مادى آنها است ، آنها مىخواهند بدون قبول اصالت و استقلال روح اين مساله را تفسير كنند ، در حالى كه خواب قبل از آنكه يك پديده جسمانى باشد يك پديده روحانى است كه بدون شناخت صحيح روح تفسير آن غير ممكن است . قرآن مجيد در آيات فوق دقيقترين تفسير را براى مساله خواب بيان كرده ، زيرا مىگويد خواب يك نوع « قبض روح » و جدايى روح از جسم است اما نه جدايى كامل . به اين ترتيب هنگامى كه به فرمان خدا پرتو روح از بدن برچيده مىشود و جز شعاع كم رنگى از آن بر اين جسم نمىتابد ، دستگاه درك و شعور از كار مىافتد ، و انسان از حس و حركت باز مىماند ، هر چند قسمتى از فعاليتهايى