الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

472

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )

اكنون كه نه « خالقيت » از آن آنها است و نه « قدرت بر سود و زيانى » دارند پرستش آنها چه معنى دارد ؟ چرا مبدء جهان آفرينش و مالك هر سود و زيان را رها كنيد و دست بدامن اين موجودات بىخاصيت و بىشعور بزنيد ؟ حتى اگر معبودان شعورى داشته باشند همچون جن و فرشتگان كه از سوى جمعى از بتپرستان مورد پرستش واقع شده‌اند باز هم نه خالقند و نه مالك سود و زيان . اينجا است كه به عنوان يك نتيجه گيرى كلى و نهايى مىفرمايد : « بگو : خدا براى من كافى است ، و متوكلان بايد همه بر او توكل كنند « ( * ( قُلْ حَسْبِيَ اللَّه عَلَيْه يَتَوَكَّلُ الْمُتَوَكِّلُونَ ) * ) . اين سخن كه مشركان خالقيت آسمان و زمين را مخصوص خداوند مىدانستند كرارا در آيات قرآن آمده است ( 1 ) . اين امر نشان مىدهد كه مطلب نزد آنها كاملا مسلم بوده است ، و اين خود بهترين سندى است بر ابطال شرك چرا كه « توحيد خالقيت و مالكيت و ربوبيت » عالم هستى خود بهترين دليل بر « توحيد عبوديت » است ، و نتيجه آن توكل بر ذات پاك خدا و چشم بر گرفتن از غير او است . و اگر مىبينيم در برخورد ابراهيم بتشكن با نمرود طاغى او ادعاى ربوبيت عالم هستى مىكند و مرگ و حيات مردم را به دست خود مىداند سپس در برابر پيشنهاد ابراهيم ع كه اگر راست مىگويى خورشيد را از مغرب طالع كن مبهوت و خاموش مىشود ، اين طرز عقيده در ميان بتپرستان نادر است ، و تنها از مغز ناتوان پرغرور و بىشعورى همچون نمرود ممكن است برخيزد . قابل توجه اينكه ضميرى كه به معبودهاى دروغين آنها در اين آيه برگشته همچنين صيغه‌هاى جمع همه جا به صورت جمع مؤنث است ( هن - كاشفات - ممسكات ) .

--> ( 1 ) عنكبوت 61 و 63 ، لقمان 31 ، زخرف 9 و 87 .