الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
342
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )
و هميشه مطرود از رحمت من خواهى بود ( * ( وَإِنَّ عَلَيْكَ لَعْنَتِي إِلى يَوْمِ الدِّينِ ) * ) . مهم اين است كه انسان هنگامى كه از اعمال زشت خود نتيجه شومى مىگيرد بيدار شود ، و به فكر جبران بيفتد ، اما چيزى خطرناكتر از آن نيست كه هم چنان بر مركب غرور و لجاج سوار گردد ، و به مسير خود به سوى پرتگاه ادامه دهد ، اينجاست كه لحظه به لحظه فاصله او از صراط مستقيم بيشتر مىشود ، و اين همان سرنوشت شومى بود كه دامن « ابليس » را گرفت . اينجا بود كه « حسد » تبديل به « كينه » شد ، كينه اى سخت و ريشه دار ، و چنان كه قرآن مىگويد : « عرض كرد : پروردگار من ! مرا تا روز رستاخيز كه انسانها برانگيخته مىشوند مهلت ده » ( * ( قالَ رَبِّ فَأَنْظِرْنِي إِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ ) * ) . مهلتى كه بر گذشته خود اشك حسرت و ندامت بريزم ؟ مهلتى كه عصيان زشت و شوم خود را جبران كنم ؟ نه ! ، مهلتى كه از فرزندان آدم انتقام گيرم ، و همه را به گمراهى بكشانم ، هر چند گمراهى هر يك نفر از آنها بار سنگين تازه اى از گناه بر دوش من مىنهد ، و مرا در اين منجلاب كفر و عصيان پائينتر مىبرد ، ! اى واى از لجاجت و كبر و غرور و حسد كه چه بلاها كه بر سر افراد نمىآورد ؟ ! ! در حقيقت او مىخواست تا آخرين فرصت ممكن به اغواى فرزندان آدم بپردازد ، چرا كه روز رستاخيز پايان دوران تكليف است ، و ديگر وسوسه و اغوا مفهومى ندارد ، علاوه بر اين با اين درخواست مرگ را از خود دور كند ، و تا قيامت زنده بماند ، هر چند همه جهانيان از دنيا بروند . در اينجا مشيت الهى به دلائلى كه بعد اشاره خواهيم كرد اقتضا نمود كه اين