الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
280
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )
او جسدى افكنديم ، سپس به درگاه خداوند انابه كرد ، و به سوى او بازگشت « ( * ( وَلَقَدْ فَتَنَّا سُلَيْمانَ وَأَلْقَيْنا عَلى كُرْسِيِّه جَسَداً ثُمَّ أَنابَ ) * ) . « كرسى » به معنى « تخت پايه كوتاه » است ، و چنين به نظر مىرسد كه سلاطين داراى دو نوع تخت بودهاند ، تختى براى مواقع عادى بود كه پايههاى كوتاهى داشت ، و تختى براى جلسات رسمى و تشريفاتى كه پايههاى بلند داشت ، اولى را « كرسى » و دومى را « عرش » مىناميدند . « جسد » به معنى جسم بىروح است ، و به گفته « راغب » در كتاب « مفردات » مفهومى محدودتر از مفهوم « جسم » دارد ، زيرا جسد بر غير انسان اطلاق نمىشود ( مگر به طور نادر ) ولى جسم اعم است . از اين آيه اجمالا استفاده مىشود كه موضوع آزمايش سليمان به وسيله جسد بىروحى بوده است كه بر تخت او در برابر چشمانش قرار گرفت ، چيزى كه انتظار آن را نداشت ، و اميد به غير آن بسته بود ، ولى قرآن شرح بيشترى در اين زمينه نداده است . مفسران و محدثان در اين زمينه اخبار و تفسيرهايى نقل كردهاند كه از همه موجه تر و روشنتر اين است كه : « سليمان » آرزو داشت فرزندان برومند شجاعى نصيبش شود كه در اداره كشور و مخصوصا جهاد با دشمن به او كمك كنند ، او داراى همسران متعدد بود با خود گفت : من با آنها همبستر مىشوم - تا فرزندان متعددى نصيبم گردد ، و به هدفهاى من كمك كنند ، ولى چون در اينجا غفلت كرد و « انشاء اللَّه » ، همان جمله اى كه بيانگر اتكاى انسان به خدا در همه حال است ، نگفت در آن زمان هيچ فرزندى از همسرانش تولد نيافت ، جز فرزندى ناقص الخلقه ، همچون جسدى بىروح كه آن را آوردند و بر كرسى او افكندند ! سليمان سخت در فكر فرو رفت ، و ناراحت شد كه چرا يك لحظه از خدا