الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

232

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )

لذا در آيه بعد به عنوان يك تهديد قاطع و كوبنده مىگويد : « اينها با اين اعمال انتظارى جز اين نمىكشند كه يك صيحه آسمانى فرا رسد ، صيحه اى كه در آن بازگشت نيست » ( * ( وَما يَنْظُرُ هؤُلاءِ إِلَّا صَيْحَةً واحِدَةً ما لَها مِنْ فَواقٍ ) * ) . اين صيحه ممكن است همانند صيحه هايى باشد كه بر اقوام پيشين فرود آمد ، صاعقه اى وحشتناك ، يا زمين لرزه اى پر صدا ، و زندگى آنها را در هم كوبيد . و نيز ممكن است اشاره به « صيحه عظيم پايان جهان » باشد كه از آن تعبير به « نفخه صور اول » مىشود . بعضى از مفسران تفسير اول را مورد ايراد قرار داده‌اند و آن را مخالف آيه 33 سوره انفال دانسته‌اند كه مىفرمايد : وَما كانَ اللَّه لِيُعَذِّبَهُمْ وَأَنْتَ فِيهِمْ : « تا تو در ميان آنها هستى خداوند آنان را مجازات نمىكند » . اما با توجه به اينكه مشركان اين اعتقاد را در باره پيامبر اسلام ص نداشتند ، و اعمالشان همانند اعمال اقوامى بود كه با صيحه‌هاى آسمانى جان داده بودند ، مىبايست هر لحظه در انتظار چنين سرنوشتى باشند ، چرا كه آيه سخن از مساله « انتظار » مىگويد ( دقت كنيد ) . بعضى به تفسير دوم نيز ايراد كرده‌اند كه مشركان عرب به هنگام پايان جهان زنده نيستند كه آن صيحه عظيم دامانشان را بگيرد . ولى اين ايراد نيز درست نيست ، به همان دليل كه قبلا گفتيم ، زيرا هيچكس لحظه پايان جهان و قيام قيامت را نمىداند ، بنا بر اين در آن روز مشركان مىبايست هر لحظه در انتظار آن صيحه عظيم و غير قابل بازگشت باشند ( 1 ) .

--> ( 1 ) اما اينكه بعضى از مفسران احتمال داده‌اند كه منظور « صيحه دوم » است كه به هنگام زنده شدن مردگان و حضورشان در دادگاه عدل الهى واقع مىشود ، بسيار بعيد به نظر مىرسد چرا كه نه با آيه بعد سازگار است و نه با آيات قبل ( دقت كنيد ) .