الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

471

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )

آسمانهاى عظيم ، و كره خاكى ، با ايجاد يك حشره كوچك براى او يكسان است مىفرمايد : « فرمان او اين است كه هر گاه چيزى را اراده كند به آن مىگويد » موجود باش « آن هم موجود مىشود ، همانگونه كه خدا خواسته » ( * ( إِنَّما أَمْرُه إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَه كُنْ فَيَكُونُ ) * ) . همه چيز به يك اشاره و فرمان او بسته است و كسى كه داراى چنين قدرتى است آيا جاى اين دارد كه در احياء مردگان به وسيله او ترديد شود ؟ بديهى است امر و فرمان الهى در اينجا به معنى امر لفظى نيست ، همچنين جمله « كن » ( بوده باش ) جمله اى نيست كه خداوند به صورت لفظ بيان كند ، چرا كه نه او لفظى دارد و نه نيازمند به الفاظ است ، بلكه منظور همان تعلق اراده او به ايجاد و ابداع چيزى است ، و تعبير به كلمه « كن » به خاطر آن است كه از اين تعبير كوتاهتر و كوچكتر و سريعتر تصور نمىشود . آرى تعلق اراده او به چيزى همان ، و موجود شدن آن همان است ! و به تعبير ديگر : هنگامى كه خداوند چيزى را اراده كند بلافاصله تحقق مىيابد به طورى كه در ميان « اراده » او و « وجود اشياء » چيزى فاصله نيست ، بنا بر اين تعبير به « امر » و « قول » و جمله « كن » همه توضيحى است براى مساله خلق و ايجاد ، و چنان كه گفتيم در اينجا امر لفظى و قول و سخن و كلمه « كاف و نون » مطرح نيست ، همه اينها بيانگر تحقق سريع اشياء بعد از تعلق اراده الهى است ، او چه حاجتى به الفاظ و كلمات دارد ؟ و اصولا بعد از تعلق مشيت او بر ايجاد چيزى وساطت الفاظ بىمعنى است . و باز به تعبير روشنتر در افعال خداوند دو مرحله بيشتر وجود ندارد : مرحله اراده ، و مرحله ايجاد ، كه در آيه فوق از مرحله دوم به عنوان امر و قول و جمله « كن » تعبير شده است . جمعى از مفسران قديم پنداشته‌اند در اينجا قول و سخنى در كار است ، و آن