الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

472

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )

را يكى از اسرار ناشناخته مىدانند ، آنها در حقيقت در پيچ و خم لفظ گرفتار شده‌اند ، و از محتوا و معنى آن بى خبر مانده‌اند و كارهاى الهى را با مقياس وجود خود سنجيده‌اند . چه زيبا مىفرمايد امير مؤمنان على ع در يكى از خطبه‌هاى نهج البلاغه : « يقول لما اراد لما كونه كن فيكون ( 1 ) لا بصوت يقرع ، و لا بنداء يسمع و انما كلامه سبحانه فعل منه انشاه ، و مثله لم يكن من قبل ذلك كائنا ، و لو كان قديما لكان ثانيا : « او هر چه را اراده كند به آن مىگويد باش ، آن بلا درنگ موجود مىشود ، اما كلام او نه صوتى است كه در گوشها نشيند ، نه فريادى است كه شنيده شود ، بلكه سخن خدا همان فعل او است كه ايجاد مىكند و پيش از او چيزى وجود نداشته و اگر بود خداى دومى محسوب مىشد ( 2 ) . از اين گذشته اگر پاى لفظى در ميان آيد دو اشكال در برابر ما خودنمايى خواهد كرد : نخست اينكه اين لفظ خود مخلوقى از مخلوقات است و براى ايجاد آن كلمه « كن » ديگر لازم است ، اين سخن در باره كن دوم نيز تكرار مىشود و به صورت تسلسل پيش مىرود . ديگر اينكه هر خطابى مخاطبى مىخواهد و هنگامى كه چيزى موجود نشده چگونه خداوند آن را با جمله « كن » مخاطب مىسازد ، مگر معدوم قابل خطاب است ؟

--> ( 1 ) در بعضى از نسخ نهج البلاغه مانند نسخه « منهاج البراعه » تعبير به « لما اراد » شده تفسير نور الثقلين نيز از نهج البلاغه همين گونه نقل مىكند ولى در نسخ ديگر مانند نسخه ابن ابى الحديد و ابن ميثم و صبحى صالح « لمن اراد » آمده است ولى مناسب همان اول است . ( 2 ) نهج البلاغه خطبه 186 .