الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
459
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )
قدرت دارد بر اين استخوان پوسيده لباس حيات بپوشاند ؟ و سپس قسمتى از استخوان را نرم كرد و روى زمين پاشيد ، و فكر مىكرد پيامبر اسلام ص هيچ پاسخى در برابر اين منطق نخواهد داشت . جالب اينكه قرآن مجيد با جمله كوتاه « * ( وَنَسِيَ خَلْقَه ) * » تمام پاسخ او را داده است هر چند پشت سر آن توضيح بيشتر و دلائل افزونتر نيز ذكر كرده . مىگويد : اگر آفرينش خويش را فراموش نكرده بودى هرگز به چنين استدلالى واهى و سستى دست نمىزدى ، اى انسان فراموشكار ! به عقب باز گرد ، و آفرينش خود را بنگر ، چگونه نطفه ناچيزى بودى ، و هر روز لباس تازه اى از حيات بر تن تو پوشانيد ، تو دائما در حال مرگ و معاد هستى ، از جمادى مردى نامى شدى ، و از جهان نباتات نيز مردى از حيوان سر زدى ، از عالم حيوان نيز مردى انسان شدى ، اما توى فراموشكار همه اينها را به طاق نسيان زدى حال مىپرسى چه كسى اين استخوان پوسيده را زنده مىكند ؟ ! اين استخوان هر گاه كاملا به پوسد تازه خاك مىشود ، مگر روز اول خاك نبودى ؟ ! لذا بلافاصله به پيامبر اسلام ص دستور مىدهد كه به اين خيره سر مغرور و فراموشكار « بگو : كسى او را زنده مىكند كه در روز نخست او را ايجاد كرد » ( * ( قُلْ يُحْيِيهَا الَّذِي أَنْشَأَها أَوَّلَ مَرَّةٍ ) * ) . اگر امروز استخوان پوسيده اى از او به يادگار مانده روزى بود كه حتى اين استخوان پوسيده هم نبود و حتى خاكى هم وجود نداشت ، آرى آن كس كه او را از كتم عدم آفريد ، تجديد حيات استخوان پوسيده اى برايش آسانتر است . و اگر فكر مىكنيد اين استخوان پوسيده وقتى كه خاك شد و در همه جا پراكنده گشت چه كسى مىتواند آن اجزا را بشناسد و از نقاط مختلف گرد آورى كند ؟