الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

362

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )

پادشاه آنها را فرا خواند . « شمعون » ( گويى هيچ آنها را نمىشناسد ) به آنها گفت چه كسى شما را به اينجا فرستاده است ؟ ! گفتند : خدايى كه همه چيز را آفريده ، و هيچ شريكى براى او نيست . گفت : نشانه و معجزه شما چيست ؟ گفتند هر چه تو بخواهى ! شاه دستور داد غلام نابينايى را آوردند و آنها به فرمان خدا او را شفا دادند ، پادشاه در تعجب فرو رفت ، در اينجا شمعون به سخن در آمد و به شاه گفت آيا اگر چنين درخواستى از خدايانت مىكردى آنها نيز قادر بر چنين كارى بودند ؟ شاه گفت : از تو چه پنهان كه خدايانى كه ما مىپرستيم نه ضررى دارند ، و نه سود و خاصيتى ! سپس پادشاه به آن دو گفت : اگر خداى شما بتواند مرده اى را زنده كند ما به او و به شما ايمان مىآوريم . گفتند : خداى ما قادر بر همه چيز هست . شاه گفت : در اينجا مرده اى است كه هفت روز از مرگ او مىگذرد هنوز او را دفن نكرده‌ايم ، و در انتظار اين هستيم كه پدرش از سفر بيايد . مرده را آوردند و آن دو آشكارا دعا مىكردند ، و شمعون مخفيانه ، ناگهان مرده تكانى خورد و از جا برخاست ، و گفت من هفت روز است كه مرده‌ام و آتش دوزخ را با چشم خود ديده‌ام ، و من به شما هشدار مىدهم همگى به خداى يگانه ايمان بياوريد . پادشاه تعجب كرد ، هنگامى كه شمعون يقين پيدا كرد كه سخنانش در او مؤثر افتاده ، او را به خداى يگانه دعوت كرد و او ايمان آورد ، و اهل كشورش نيز به او پيوستند ، هر چند گروهى به كفر خود باقى ماندند » .