الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
367
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )
آن فراهم مىشود ، تا آنجا كه گاهى انسان به اشتباه مىافتد و گمان مىكند راه وصول به هدف تن دادن به چنين سازش و تسليمى است ، همان سازش و تسليمى كه نتيجه اش عقيم ماندن همه تلاشها و كوششها و خنثى شدن همه مجاهدات است . تاريخ اسلام نشان مىدهد كه بارها كافران و يا گروه هايى از منافقان كوشيدند پيامبر اسلام ص را به چنين موضعى بكشانند ، گاه پيشنهاد كردند كه نام بتها را به بدى نبرد و از آنها انتقاد نكند ، و گاه گفتند اجازه ده يك سال معبود تو را بپرستيم و يك سال هم تو معبودان ما را پرستش كن و گاه مىگفتند به ما مهلت ده تا يك سال ديگر به برنامههاى خود ادامه دهيم و بعد ايمان بياوريم ، گاه پيشنهاد كردند تهيدستان و مؤمنان فقير را از گرد خود دور كن تا ما ثروتمندان متنفذ با تو همصدا شويم ، و گاه اعلام آمادگى براى دادن امتيازات مالى و پست و مقام حساس و زنان زيبا و مانند آن كردند ! مسلم است همه اينها دامهاى خطرناكى بود بر سر راه پيشرفت سريع اسلام و ريشه كن شدن كفر و نفاق ، و اگر پيامبر ص در برابر يكى از اين پيشنهادها انعطاف و نرمشى به خرج مىداد پايههاى انقلاب اسلامى فرو مىريخت و تلاشها هرگز به نتيجه نمىرسيد . سپس در چهارمين و پنجمين دستور چنين مىگويد : « اعتنايى به آزارهاى آنها مكن ، بر خدا توكل نما و همين بس كه خدا حامى و مدافع تو است » ( * ( وَدَعْ أَذاهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّه وَكَفى بِاللَّه وَكِيلًا ) * ) . اين قسمت از آيه نشان مىدهد كه آنها براى تسليم ساختن پيامبر ص او را سخت در فشار قرار داده بودند ، و انواع آزارها چه از طريق زخم زبان و بدگويى و جسارت ، و چه از طريق آزار بدنى ، و چه محاصره اقتصادى نسبت به او و يارانش روا مىداشتند ، البته در دوران مكه به صورتى ، و در دوران مدينه به صورت ديگر ، زيرا « اذى » واژه اى است كه همه انواع آزار را شامل مىشود