الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

194

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )

انسان به حكم اينكه يك قلب بيشتر ندارد بايد داراى يك كانون عاطفى و تسليم در برابر يك قانون باشد . مهر يك معشوق در دل بگيرد . يك مسير معين را در زندگى تعقيب كند . با يك گروه و يك جمعيت هماهنگ گردد ، و گر نه تشتت و تعدد و راههاى مختلف و اهداف پراكنده او را به بيهودگى و انحراف از مسير توحيدى فطرى مىكشاند . لذا در حديثى از امير مؤمنان على ع در تفسير اين آيه مىخوانيم : كه فرمود : لا يجتمع حبنا و حب عدونا فى جوف انسان ، ان اللَّه لم يجعل لرجل قلبين فى جوفه ، فيحب بهذا و يبغض بهذا فاما محبنا فيخلص الحب لنا كما يخلص الذهب بالنار لا كدر فيه فمن اراد ان يعلم فليمتحن قلبه فان شارك فى حبنا حب عدونا فليس منا و لسنا منه : « دوستى ما و دوستى دشمن ما در يك قلب نمىگنجد چرا كه خدا براى يك انسان دو قلب قرار نداده است كه با يكى دوست بدارد و با ديگرى دشمن ، دوستان ما در دوستى ما خالصند همانگونه كه طلا در كوره خالص مىشود هر كس مىخواهد اين حقيقت را بداند ، قلب خود را آزمايش كند اگر چيزى از محبت دشمنان ما در قلبش با محبت ما آميخته است از ما نيست و ما هم از او نيستيم » ( 1 ) . بنا بر اين قلب واحد كانون اعتقاد واحدى است و آن هم برنامه عملى واحدى را اجراء مىكند چرا كه انسان نمىتواند حقيقتا معتقد به چيزى باشد اما در عمل از آن جدا شود و اينكه بعضى در عصر ما براى خود شخصيتهاى متعددى قائل هستند و مىگويند فلان عمل را از جنبه سياسى انجام دادم و فلان كار را از جنبه دينى و كار ديگر را از نظر جنبه اجتماعى و به اين ترتيب اعمال متضاد خود را

--> ( 1 ) « تفسير على بن ابراهيم » طبق نقل نور الثقلين جلد 4 صفحه 234 .